آرشیو کتگوری : مورد تایید

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

منم که ایرانم

گُل است، گُل ترانه است، ترانه . … لبانِ گمشده ام به شهرِ گمشده ام ترانه می نوشد و رنگ می پوشد اگر چه می ...

حمیدرضا خدایاری

فصل بهار

چه خوبه فصل بهار با هم بذاریم یه قرار با هم بریم تا کهکشون با هم بریم از این دیار بریم یه جای دور که ...

ابراهیم نصیری

نه بگو به خود که اینی

نه بگو به خود که اینی،تو بگو به خود که هستی؟ نه بگو که من چنینم، تو بگو که من چنانم ز چنان ان و ...

تردید

در مرام عاشقان دیوانه بودن عیب نیست

در مرام عاشقان دیوانه بودن عیب نیست در رکاب ساقی و پیمانه بودن عیب نیست روز و شب در خلوت میخانه ها ساکن شدن معتکف ...

اسماعیل سعیدی منش

یک شب تو آمدی

یک شب تو آمدی این کوچه تشنه بود و خیس بود و ترانه بود آغاز روشن یک اتفاق سبز. یک شب تو آمدی من گم ...

ابراهیم نصیری

خستم از این همه تکرار

خستم از این همه تکرار خسته از عشق و پیکار خسته از سکوت دلگیر خسته از این همه دیوار بازی گرگ و میشه عشقای امروزی ...

حامد کارگر

رفتم بروم …

رفتم بروم تا ته آن جاده ابریشم مویت افسوس که این روسری ات بود مزاحم! امتیاز این کاربر 357 و از اعضای دارای امتیاز کمتر ...

زهره فرهان

و من شبگردی

و من شبگردی که خاطرات ترا گام می زنم در خیابانهایی که نیستی که نبودی که نخواهی بود و در سیاهی شب از سپیدار گردن ...

اسماعیل سعیدی منش

احساس می کنم که کمی دوست دارمت

احساس می کنم که کمی دوست دارمت شاید دوباره مثل بلوغم ببارمت شاید دوباره عشق مرا زیرو رو کند تا زیر سطح روشن زخمم بکارمت ...

شهرام آرمان فرد

ترد و باریکی نی را آفـت آتش خوش است

ترد و باریکی نی را آفـت آتش خوش است عشق به خاکستر نشاند هر که نازک دل بود امتیاز این کاربر 166 و از اعضای ...

آرزو نوری

مثل کوه …

مثل کوه ایستاده ام مثل رود می روی امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم برای رده بندی ...

حسین میر قاسمی

توبه

زندگی جز ٔقسمت و تقدیر نیست بی نصیب ازسختی و تعزیر نیست ابتدا جولانگه مقصود ماست انتهایش قابل تغییر نیست بی شک از ما هر ...

سید مجید

ای کاش که درس عاشقی میخواندم

در قبر تنم تمام عمرم ماندم از قافله کبوتران جا ماندم از بین حساب و جبر و جغرافیا ای کاش که درس عاشقی میخواندم امتیاز ...

احمد علی ایرانپور

گاهی تو در کناری در کنج دل نشستی

گاهی تو در کناری در کنج دل نشستی با خنده ای خجسته یخ های غم شکستی روزی که دل دوباره با یاد تو بجوشید امید ...

موسی عباسی مقدم

دلم از عشق رویت بی قرار است

دلم از عشق رویت بی قرار است لبم افسرده وچشمم خمار است سر شب غنچه رنگ وبو گرفته بیا بوست کنم فردا بهار است امتیاز ...

سید مجید

تقدیم به ساحت علی بن موسی الرضا علیه السلام

ای اشکها نریزید این بارگاه پاک است صدها فرشته اینجا از شوق سینه چاک است ای چشمها نگریید اینجا سرای شادیست اینجا نه آه و ...

حسین میر قاسمی

حکایت شاه و گربهٔ فداکار

شاه بی فرزند و اولاد ذکور بخت واقبال واجاقش گشته کور گربه ای پرورده زیبا و زرنگ چنگ ودندان تیزو چشمانش پلنگ سالها با گربه ...

سید مجید

چشم و دستت را چرا اینگونه پرپر کرده ای ؟

چشم و دستت را چرا اینگونه پرپر کرده ای ؟ تو هنرمندی که با این دردها سرکرده ای جان شیرینت برای ما به تلخی زخم ...

موسی عباسی مقدم

چشم من خیس است…

چشم من خیس است یعنی صبر باران کم شداست ابر می ریزد صفای ماه تابان کم شد است سینه پردود است سرب ریز می ریزد ...

سجاد صادقی

قبل تو

من خواب بودم قبل تو بی تاب بودم قبل تو چون یک کویری تشنه لب بی آب بودم قبل تو با دیدنت من سوختم از ...

حسین میر قاسمی

رسم عبادت

در کهن پیغمبری با ادعا قله هاپیموده باعزم دعا ترک خویشان کرده هم ترک دیار تا که شاید گشته بر دیدار یار شدبدور ازشهروشددور ازحریم ...

حامد کارگر

گل و روسری

مثل گل در وسط سبزی یک باغ بهار شد نگاهم به نگاه نگران تو دچار نگرانی که ندارد کسی اینجاها نیست لحظه ای دست ببر ...

بهنام قائدی

گیر افتاد عقربه ی خورشید

گیر افتاد عقربه ی خورشید و کهکشان پیر گرد تلالو های سفید نگاه دورانی اش را می بندد خوب میدانم آفتاب من زیر روپوش تنهایی ...

آرزو نوری

انتهای قصه

کلاغها به خانه برمی‌گردند با تصویری از تو در مردمک چشمهایشان تو اما… قصد آمدن نداری با این که صابونها قالب قالب کم می شوند ...

حسین میر قاسمی

دلبران را دل مده آزار بیش

دلبران را دل مده آزار بیش با زبانت هی مزن،چون مار نیش روز مرگ و وقت تنبیه و جزا خفته خوب و بد جدا،در گور ...

موسی عباسی مقدم

درخیابان می روی ای ماه چون بی روسری

درخیابان می روی ای ماه چون بی روسری عقل وهوش جمع خوبان جهان را می بری چشمها سبز است و بادامی ولب گیلاس سرخ صورتت ...

بهروز حبیبی

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام امیدوار یاری یاری نبوده ام بر سینه چون داغ شقایق نشسته است در جستجوی یار و نگاری نبوده ام ...

سید مجید

تو نگاهم کنی انگار بهشتی شده ام

من به دور از تو اگر آدم زشتی شده ام باز طوفان شده جامانده ز کشتی شده ام کاروانت ز دل حادثه ها میگذرد تو ...

حسین میر قاسمی

معبود

به نام خدایی که برگٍل دمید و زان گٍل بیاورد آدم پدید خدایی که از آب ناپاک خلق تمیز و طهیر و نحیف آفرید خداوندگاری ...

موسی عباسی مقدم

ذره ای هرم عطش دارم ولی غم بیشتر

ذره ای هرم عطش دارم ولی غم بیشتر زخم برمن می زند عشق تو ماتم بیشتر این جهان هم خوب فهمده است از زخم فرات ...

Top