آرشیو کتگوری : مورد تایید

حمید حمیدی زاده

خاطره ای از حافظیه

چه زیبا مثنوی می خواند ، گنجشک سرود په..لوی می خواند ، گنجشک اگر می دید اینجا حافظیه است مقام معنوی می خواند گنجشک. — ...

علی محمد برادران

پر میزنم بسویت در خواب و در ترانه

پر میزنم بسویت در خواب و در ترانه شاید تمام گردد … درد دل شبانه میترسم از زمانی ,آنکه اجل بگوید وقت تو هم تمام ...

میرعبدالله بدر

سرگردان

در کوچه و پس کوچهِ ی تقدیر خم و پیچم یک عمر در آیینه ی تدبیر خم و پیچم تا بار خطا نقش زمین کرد ...

تردید

ببخشا (تصنیف)

من امشب چون غنچه ای زردم نمی پرسی از غم و دردم به شب های دلخوشی سوگند به اشکی کز دیده آوردم به فریاد قلب ...

بتول قلمی

مهمانی کفش دوزک در چمدان من

بالباس سفید هجرت کرد درچمدان دوست آرمید آن گاه درامامزاده عبدالله بین قم و تهران پیاده شدیم کفش دوزک دست ها یش بزرگ و بزرگ ...

الهام گنج خانلو

دارم خو میکنم با این ،شب وروزاهای تکراری

دارم خو میکنم با این ، شب وروزاهای تکراری دیگه گریم نمی گیره ، توخواب و تویه بیداری اما زخمم هنوز تازس ، نداره مرحمی ...

مسعود کاویانی

دوری از تو

چشمای این پنجره تو چشمای خیس منه اه سرد قلب تنهام این سکوت مبشکنه یاد تو می افتم و میرم تا مرز بی کسی کافیه ...

مدیر شعر دو

آدرس کانال زیباترین شعر در تلگرام

برای ورود به کانال زیباترین شعردر تلگرام  کلیک کنید شعرهای دل‌نشین، نقش‌های چشم‌نواز، دیالوگ‌های خواندنی، تکه‌کتاب‌های طلایی و موسیقی‌های گوش‌ نواز و البته پى دى ...

بتول قلمی

پرستار

پرستار  شب  همه  خواب و  تو  بیدار همه  غم  می خورند اما تو  غمخوار تنت  خسته  و دستا نت به   بیمار چه  روزی را  زدند  ...

احمد علی ایرانپور

همیشه سرسبز

ای تو همیشه سرسبز ای تو همیشه پرواز ای خاطر شبانه ای روح شعر و آواز من شاعر قدیمی نو گشته ای تو هر بار ...

سجاد سبحانی

مرد روزهای تنهایی

چراغ خاطره های دور خاموش است جهان به اعتبار خنده های تو به خود فرورفته غروب پشت ثانیه ها را به خاک مالیده تمام تو ...

بتول قلمی

من ازپشت درهای بسته

من ازپشت درهای بسته شنیدم صدای نفس موریانه هارا که می چریدند و گاه می دویدند و خسته می شدند لختی قدم می زدند . ...

حمیدرضا کریمی

با هر نفس از تو خالی میشوم

با هر نفس از تو خالی میشوم از تو که هوایی شده بودی با هر نگاه به غریبه ای گوشه ای از تصویرت را در ...

مسعود کاویانی

خاطره

کوله باری از یه دنیا خاطره رو دوشمه کادوی اخر همونی که همش میپوشمه رفتی و درد و غم و حسرت فقط همخونمه عکسای با ...

آرزو نوری

شوخی

با گریه مادرت شعله ور می شود از آه پدرت نفس می گیرد این که می بینی آتش است و با کسی شوخی ندارد اما ...

سجاد سبحانی

یادگاری

تو و بارون ، منو پاییز واسه ی هم یه مهمونیم میتونیم تا با هم هستیم دل و دلدار و هم جونیم اگه تنهایی با ...

بتول قلمی

خطا نکرده دلم که حر در آید باز

خطا نکرده دلم که حر در آید باز بیا که از نفست جان من درآید باز زجلوه روی ماهت دو چشم من گریان نگه زبرق ...

حمیدرضا کریمی

خط به خط مرا خواند ، تکرار کرد

خط به خط مرا خواند ، تکرار کرد مرا در نفس هایش ازاد کرد مرا در قطرات اشکش غسل داد مرا از سطرهای دفترش ازاد ...

مسعود کاویانی

زیر بارون

زیر بارونم با فکرای محال و چشم خیس با یه دنیا حسرت و غصه از احساسی که نیست هر نگاهی سمت من میچرخه از دلسوزیه ...

سجاد سبحانی

بهار دروغین

دیگر دروغهایت فریبم نمیدهد هر چه قدر بگویی برایت عزیز هستم هنوز روزهای خوب با هم بودن گذشت و افسوس، شرنگ تلخ جدایی را با ...

عنایت اله کرمی

بگیرفقط

بیا زحالِ دلم یک نشان بگیر فقط بهانه را ز کفِ این و آن بگیر فقط بیا به جذبۀ پر پیچ و تابِ زلفانت سلاحِ ...

سجاد صادقی

از پنجره ی اتاق دارم می زد

از پنجره ی اتاق دارم می زد در خلوت کوچه باغ دارم می زد هر لحظه برای من فال گرفت با قهوه ی داغ دارم ...

حسین حاجی آقا

آنقدرسوخت دلم در غم تو…

آنقدرسوخت دلم در غم تو… که به صبح شمع دلم آواره بود من خسته شدم از خودازتاریکی شاید از خواب غفلت بیدار شوی ناله هایم ...

آسیه مهرابی

هوای حوا

حال من حال دل آدم و حواست ..نمیدانی تو چیدن سیب, همان دغدغۀ ماست نمیدانی تو من پی سیب دلت ,روی بهشت خط زده ام ...

احمد علی ایرانپور

نابودی عشق

هر عشق به نابودی عشقی بگراید هر ناله سرود سر شمشیر سراید دیوانه چرا عشق طلب دارد از این قوم؟ سریست که در سایه ی ...

بتول قلمی

ای وای ازاین روز

ای وای ازاین روز و وزآن روز ای آه ازاین آه ووزآن سوز ای وای ازاین قصه ی پر غم ای داد ازای غصه ی ...

مسعود کاویانی

همخونه

روی احساسم غرورت داعما خط میکشه عشقتو هر روز و هر لحظه تو قلبم میکشه با سکوتت این روزا دنیامو اتیش میزنی حالمو میبینی و ...

حمید حمیدی زاده

گلفروش

لحظه لحظه عمر می فروخت پسرک گلفروش… امتیاز این کاربر 4291 و از اعضای برتر می باشد با 847 دیدگاه hamzad33 اطلاعات بیشتر در مورد ...

علی روح افزا

آتش نشان

میسوختی که شاید آتش کنی تو ، خامـوش جانبازی ات عزیزم ، کِی میشود فراموش دیدم که در « پـلاسکـو » آتش گرفته جانت پرواز ...

Top