آرشیو کتگوری : مورد تایید

اسماعیل سعیدی منش

باز هم سلام. نه… دیگر نمی خواهم

باز هم سلام. نه… دیگر نمی خواهم ستاره های آفتاب نشین چشمانت را ستایش کنم. دیگر نمی خواهم هی آب بیاورم برای تشنگی غرورت که ...

بتول قلمی

به خاطر تو

قدراین خسته به جز حلقه و زنجیر نبود. هد فم درد و جهان حیله و تزویر نبود. پاکبازی که به یک ناله ی مر غی ...

تردید

اگر امیدی هست

هزار مرتبه این دل اگر شکسته شود زبان مرغ غزلخوان اگر که بسته شود تمام عالم امکان اگر فرو ریزد ثبات و جذبه ی کیهان ...

علی محمد برادران

رگبار را دوست ندارم

رگبار را دوست ندارم از همان جنسی که میان ابرها فاصله می اندازد و باغرش خود دردلشان هراس می آفریند تا گریه کنتد رگباری که ...

سجاد صادقی

هر کس جهانش مملو از آشوب باشد

هر کس جهانش مملو از آشوب باشد باید که حالش با کسی هم خوب باشد با یک نفر باشد که حالش را بفهمد پر طاقت ...

بتول قلمی

دویدم ودویدم. سرکوچه رسیدم.

دویدم ودویدم. سرکوچه رسیدم. بالارفتم ماست بود. پایین اومدم راست بود. به این طرف دویدم. به اون طرف دویدم. پایین اومدم دوغ بود. زندگیم دروغ ...

علی محمد برادران

ماه صفر تمام و به فکر سفر شویم

ماه صفر تمام و به فکر سفر شویم از هرچه غیر اوست به واقع حذر شویم عمر است بی دریغ شتابش به سوی مرگ درفکر ...

محبوبه رمضانی

منم ابر بهاری رو سر شهر

منم ابر بهاری رو سر شهر نگاهم مات تقدیر دوتامون میبارم رو سرت اما چه فایده زمین و آسمون کرده جدامون نه راهی تا دوباره ...

عنایت اله کرمی

نمی شود

مخروبه ای به آینه ، آذین نمی شود با ذکرِ شیره کام که شیرین نمی شود بسیارگفته اند فکرغذا کن که خربزه نانی برای سفرۀ ...

سید مجید

آقا به خدا زمین تو را کم دارد

من معتقدم زمین اگر غم دارد یا حال و هوای شهرمان دم دارد باید تو بیایی ای هوای تازه آقا به خدا زمین تو را ...

نادر ابراهیمیان

اینجا پاییزاست

اینجا پاییزاست و صدایی که می شنوید صدای جمهوری خودمختار باد است من گم کرده ام استوای خورشید را من گیر افتاده ام در فصلی ...

بتول قلمی

زلف آشفته و خو کرده و خندان لب مست.

زلف آشفته و خو کرده و خندان لب مست. پیر هن چاک و غزلخوان و صراحی در دست. محرم خسته و سر سبز و لجن ...

حسین حاجی آقا

ما را در انتظار قلب خورشید

مارادر انتظار قلب خورشید می سوزانند به انتظار دیدنت همچون کبوتری که صبح آرزو پر می گشایم گرداگرد یادتو من می شوم خجل از دوریت ...

الهام گنج خانلو

خواب می بینم ،اینا فقط ،یه کابوسه

خواب می بینم ،اینا فقط ،یه کابوسه قطار میاد ،عزیز من، میاد خونه سپردمش، دست خدا ،موندم تنها گفت که میام ،نیومدو ،نکرد وفا چشم ...

پویا عزیزی

چراغی خواهم شد

چراغی خواهم شد ‫و بر چشمان مغرور تاریکی ‫نور خواهم کوباند ‫که مبادا ‫نیمه شبی، لحظه ای ‫آنجا که تو تنهایی ‫و من در کنارت ...

طلعت خیاط پیشه

در عالمِ بی کسی چه تنها شده ایم

در عالمِ بی کسی چه تنها شده ایم آئینه ی التماس ِ فردا شده ایم چون ظهر ِکویر ِتشنه، در گیر ِعطش تصویر ِ مرور ...

اسماعیل سعیدی منش

زیارت آقا امام رضا

در میان شهر ما پیچیده است بوی خوش عطر امامی مهربان عشق او جاریست در رگهای ما مثل پیوند گیاه و آسمان جد او فرمود، ...

حسین حاجی آقا

دلبری های دلم دل می ربایدازدلم

دلبری های دلم دل می ربایدازدلم با چنین نازی چرا٫دل ربایی می کنی شیوه مردانگی درعشق ودرطنازی است پس چراتا می روم هی بی فراری ...

امید خلیلی

بی یارترین

بی تاب تر از خانه ی دلبسته به بویت یک شانه ی ماتم زده از فرقت مویت من مانده ام از ما و ز من ...

بتول قلمی

اشک عاشق انقلابی

شب تاب روی تورا خوب دیده است یاس سفید روی سرت پر کشیده است تاپرده حجاب زرویت کنا رفت عاشق ترین عاشق دنیا خمیده است ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

کاوه ها

آیاتِ جنگ با ریتمِ کهنه ی نوپوشی بر پیکرِ مقلوبِ صلح می رقصند . آفتاب سراغی ست میانِ خاطره ها و شب تابه ها خدایگانِ ...

موسی عباسی مقدم

رنگ موی تو رنگ نارنجی

رنگ موی تو رنگ نارنجی چشم تو چشم دختر چینی آمدم عصر جمعه دیدارت دست تو چای وقهوه وسینی مادرت گفت کارو بارت چیست از ...

بتول قلمی

در پویان زندگی

در پویان زندگی پیاز پریوش را زیر پیجامه اش سوخت — ب.قلمی. امتیاز این کاربر 577 و از اعضای عادی می باشد با 97 دیدگاه ...

حسین حاجی آقا

شب شعرم خالی از لطف است

شب شعرم خالی از لطف است گناهم درک انسانی است همه درخواب می بینم که قدرت درچکمه های خودمی کارند نه بذر عشق و زیبایی ...

تردید

نمی شنید صدایی که در سکوت من است

نمی شنید صدایی که در سکوت من است صدای زمزمه هایی که در قنوت من است چرا در عالم اعلی ز استغاثه ی من نکرد ...

فرنگیس رزمی نژاد

عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.

در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم. امتیاز این کاربر ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

ای دیده بریز ریز الآن باران

ای دیده بریز ریز الآن باران از ریزش عمر سبز یاران باران ساز دل ماست مینوازد هر سال آهنگ خوش ترانه باران ، باران — ...

بتول قلمی

دل از ما برد و روی از ما نهان کرد

دل از ما برد و روی از ما نهان کرد. خدارا با که این بازی توان کرد. ز بسکه طعنه ها از او شنیدیم. کمر ...

آرزو نوری

جمعه

جمعه کارگر عبوسی بود که پله های ساختمان را تی می کشید امتیاز این کاربر 436 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب ...

Top