آرشیو کتگوری : مورد تایید

علی محمد برادران

آه کشیده بس دلم

آه کشیده بس دلم پنجره “ها”می کند بامن دلشکسته هم بین که چه ها می کند امتیاز این کاربر 8094 و از اعضای ویژه می ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

جاودان

آغازِ دوستی ست آغازِ رُستن است وقتی تو می گویی : « سلام .» چون ابرِ بی عبور من در حصار کوچکِ خود حَبس می ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

دستانت را دوست دارم

دستانت را دوست دارم سکوت عجیبی بینشان حاکم است. — سید علیرضا رئیسی گرگانی امتیاز این کاربر 10231 و از اعضای ویژه می باشد با ...

سیامک حیدری اقدم

درد

خودت را میخواهم و بس کمی کنارم باش باش و ادامه دار ، باش تا به نیک گیرد این فال و توانِ یکسانی عشق این ...

الهام گنج خانلو

پر از فریاد خاموشه

پر از فریاد خاموشه میون بغض این برگا دارن آروم میمیرن به زیر سردی پاها کسی انگار یادش نیست همین برگ پر از پائیز یه ...

بتول قلمی

تا توانی تودلی راشاد کن.

تا توانی تودلی راشاد کن. تا توانی گره ای را باز کن. جشن رابا عاطفه آغاز کن. پنجره راخود به رویت باز کن. امتیاز این ...

عنایت اله کرمی

ای برادر بی جهت احساس را داور مکن

ای برادر بی جهت احساس را داور مکن گفته های واعظان را گوش کن باور مکن گر به دنبال فلاح و رستگاری می روی باورت ...

میترا خان آبادی

از چه رو …

من از تبار ناخوش احوالان بازمانده ی سلسله ی تقدیرزدگان در این خلوتستان عطشناک پیر از چه رو کشت بهاره می جویم ؟! می دانی ...

فرنگیس رزمی نژاد

مدتهاست که …

مدتهاست که دنیای تنهایی هایم همیشه تاریک است مدتهاست غمی در عمق دلم اندازه قله دماوند سنگینی می کند مدتهاست دنیایم کویری شده مدتهاست خندیدن ...

الهام گنج خانلو

دنیا به این بزرگی

دنیا به این بزرگی برای من قفس شد نصیبم ازباغ گل یک مشت خارو خس شد تا خواست چرخ گردون به کام ما بگردد تیری ...

اسماعیل سعیدی منش

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم انگار از عشق تو از احساس لبریزم وقتی نگاهت دست دریا را نمی گیرد هر شب به چشمانت سکوتی ...

حسین حاجی آقا

دارم آرزوهایم را می شمارم

دارم آرزوهایم را می شمارم یکی دوتا سه تا … حوصله داری … درزیر تیغ فقر ونژادپرستی لبخندبزنی به آینه فریادبزنی به دیوار آدمک برفی ...

اسی

حیرت

دیگر ندانم از سر حیرت صفات خویش مات رخ تو گشته وجودم تو مات خویش یک لحظه روی خویش گشودی به روی من بگذشتم از ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

از بس نورانی هستی

از بس نورانی هستی کمر سایه ام شکست و قدش خمیده شد لنگان لنگان به دنبال شبم تا کمتر دیده شوم امتیاز این کاربر 10231 ...

علی محمد برادران

شعر کبود

به پای چشم اشعارم کبودی است زمشتی خورده از تبعیض و دوری است ببینی آنکه بودش راحت جان به دست دیگری ، سهمت صبوری است ...

الهام گنج خانلو

تو فصل سرد بی کسی

تو فصل سرد بی کسی پر شدم از دلواپسی بگو تموم باورم بگو کی از را میرسی خسته جادها شدم اومدمو نیومدی میزنه نبض ساعتم ...

کانون تالیف شعر 2

۱۳۰ اُمین سالروز تولد محمد تقی بهار

محمد تقی بهار از شاعران بزرگ فارسی زبان می باشد که در سالهای آخر دوره قاجار و در دوره پهلوی اول و دوم می زیسته ...

حسین حاجی آقا

در رفتن شب چه کنم

در رفتن شب چه کنم من با ماه آرزو با صبح قشنگ چه بپوشم از گذشت زمان در نامه های نوشته به آرزو قطره قطره ...

کانون تالیف شعر 2

چهل اصل شادی

۱ شادی خود را به هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی. @ayandehplus 2 انتظار نداشته باش همیشه آنچه را در اطرافت ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

تصویر تو زیباسـت فقــط قاب ندارد

تصویر تو زیباسـت فقــط قاب ندارد روباه تـــو را ساحـــر کــذاب ندارد ای فاتـــح ابــر حامــل باران بهاری خشکیده تنم اشک تو را تاب ندارد ...

الهام گنج خانلو

دلم میخواد که برگردم

دلم میخواد که برگردم به روزی که تورو دیدم به اون لحظه که چشمامو به راه جاده بخشیدم دلم میخواد که برگردم به اون لحظه ...

سید مجید

در قاب دلم عکس رخت افتاده

در قاب دلم عکس رخت افتاده سیمای قشنگ و با صفا و ساده یک طایفه بر صورت یوسف دلبست قومی به صفای سیرتت دلداده تو ...

فرنگیس رزمی نژاد

باور کن…

باور کن… خداوند آدمها رابیمار نیافریده. آدمها همدیگر را بیمار می کنند. بایک انتقاد بیجا… یک نگاه طوفانی… شیشه پنجره دلی شکسته می شود… دیگر ...

حسین حاجی آقا

برپایه عدالت داستان راستان

برپایه عدالت داستان راستان راست گویان شهر من همه حلق آویزند در میدان قلب من دراین حکایت تشنه به خون هر واژه قلم به شوق ...

علی محمد برادران

آتش عشق عظیم است به خرمن نزنید

آتش عشق عظیم است به خرمن نزنید مثل آن نار وجهیم است به خرمن نزنید میکند جلوه در آغاز بسی شادوسترگ شکل جنات نعیم است ...

فرنگیس رزمی نژاد

سهم من

سهم من از دنیا… تنها مچاله شدن. از درد و غم به انتها بودن رسید ه ام. کاش می دانستی این آرامش ظاهری چقدر دردناک ...

حسین حاجی آقا

همچنان که در اسارت قلب تو اسیرم

همچنان که در اسارت قلب تو اسیرم به قلب های شکسته ایی می نگرم که در زندان قلب تومی پوسند وآفتابی نیست دراین سر زمین ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

آبشخورِ سرد

ترانه را نمی فهمم اشک را نمی فهمم . روز فروغی نمی پاید و شب سکوتِ گیرایی . جویی به گودِ فراموشِ دره ام با ...

سید مجید

هرچند که عمر رفت و آدم نشدم

هرچند که عمر رفت و آدم نشدم شفاف و زلال همچو زم زم نشدم اما من خسته محکمم چون فولاد در زیر هجوم دردها خم ...

Top