خطا نکرده دلم که حر در آید باز

0
  

خطا نکرده دلم که حر در آید باز
بیا که از نفست جان من درآید باز

زجلوه روی ماهت دو چشم من گریان
نگه زبرق لبت لاله ها چه زاید باز

ببین که رنگ لبم در فراق می سوزد
غبار غم بزدا تالبت نماید باز

شبی که از غم عشقت به دام افتادم
سپیده اش ندمیده که صبح زداید باز

زعشق دیدن رویت نه روز ماندو نه شب
بگو به مرغ سحر تا که پر گشاید باز

نیکو زبی کسی یش قرعه زد به تو حافظ
که در سپیده شعبان ترانه سازد باز

بهار۸۵

بتول قلمی

درباره بتول قلمی

بتول قلمی تابحال ۴۶ شعر ارسال کرده اند.

اساتید جان ، بنده از نظر اینترنت زیاد وارد نیستم با این وجود نظرات را حتما می خوانم و ازعزبزانی که شعر های مرا نقد میکنند بسیار سپاسگزارم


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/57866  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 577 و از اعضای عادی می باشد با 97 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

چوبشنوی سخن عشق بگو از اهل صفاست

تو رفتی ویک ماه شده در هیجانم

پیر عشق

غزل

برای پدرم

دوری از تو

خاطره

یادگاری

نابودی عشق

همخونه


۲ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. حمیدرضا کریمی حمیدرضا کریمی می‌گه:

    بسیار زیبا و دلنشین ، زیبا بود

    [پاسخ]

  2. علی محمد برادران علی محمد برادران می‌گه:

    درودبانو
    زیبا بود

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


+ دو = شش

 

Top