مهمانی کفش دوزک در چمدان من

0
  

بالباس سفید هجرت کرد
درچمدان دوست آرمید
آن گاه درامامزاده عبدالله
بین قم و تهران پیاده شدیم
کفش دوزک دست ها یش بزرگ و بزرگ شد و
زیارت کرد ضریح امامزاده عبدالله را

بتول قلمی

درباره بتول قلمی

بتول قلمی تابحال ۴۶ شعر ارسال کرده اند.

اساتید جان ، بنده از نظر اینترنت زیاد وارد نیستم با این وجود نظرات را حتما می خوانم و ازعزبزانی که شعر های مرا نقد میکنند بسیار سپاسگزارم


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/57869  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 577 و از اعضای عادی می باشد با 97 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

سفره را می گستراند دوست

تو را از خاطرم بردم خدا اینگونه می خواهد

رسوا

گنجشک

اجابت

رهگذر

شوخی

جام ها را شکستم…

رسول مهربانی آمد از راه

عشق محمد بس است و آل محمد


۳ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. احمد علی ایرانپور احمد علی ایرانپور می‌گه:

    درود بر شما
    بزرگ شدن دست های قاصدک برای زیارت خیال انگیزه
    اما عبارت های به کار رفته در کنار هم ناهمگونه

    [پاسخ]

  2. آرزو نوری آرزو نوری می‌گه:

    سلامو عرض ادب
    جالب بود

    [پاسخ]

  3. درود بر شما

    با احساستان همراه بودم

    جسارتا شاید بدون سطر پنجم هم سروده تان کانل باشد.

    قلمتان توانا.

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


شش + = یازده

 

Top