ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

+1
  

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من
از عشق تو گرم است تمام بدن من

قربان نگاه تو کنم هردو جهانم
با تیر نظر گر بزنی تو به منِ من

افسوس که پژمرده گل عشق تو در دل
بی مهریِ تو سوخته عمریِ چمنِ من

از نـالــــه بـــه جــز درد نــوایی ننوازم
کردی به غمت تلخ تو شیرین سخن من

تا زهرِ فراقِ تو چشیده دل زارم
هر لحظه رود جان و روان از بدنِ من

رفتم به ره ِ عشق مسافر شده یک عمر
بی خانه شدم خاک درت شد وطن من

آتش زده به صبر دلم مرگ کجایی؟
این غم شده هم گورکنِ و هم کفنِ من

صد طعنه شنیدم که به او شکوه نمودم
این غیرت عشق است بدوزد دهن من !؟

از بهر خدا مرحمتی کن به دل زار
یکبار نگر قلبِ شکن در شکنِ من !

م.ع.بدر

میرعبدالله بدر

درباره میرعبدالله بدر

میرعبدالله بدر تابحال ۳ شعر ارسال کرده اند.


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/58405  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 456 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم برای رده بندی می باشد با 90 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

دوری از تو

خاطره

اینکه از کعبه برون تاخته ای یعنی چه ؟

به عزیز دور از من

می میرم

طغیان غزل

هجرت

جام چشم

ورشکسته

تهران بدون تو


۱۸ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. سجاد سبحانی سجاد سبحانی می‌گه:

    سلام بر دوست هنرمند و فرهیخته جناب بدر. بسیار عالی و روان سروده اید. استعاره ها و ترکیبات بسیار زیبا و قابل تحسینی در شعر ساخته اید. هزاران آفرین بر طبع نابتان.

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۹۵ ۶:۲۳ ب.ظ:

    درود ها بر شما جناب سبحانی گرامی
    ممنون از لطف نظر و حضور پر مهر شما بزرگوار
    در امان منان باشید.

    [پاسخ]

  2. الهام گنج خانلو الهام می‌گه:

    سلام
    چه با احساااااااااس
    لذت بردم

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۶م, ۱۳۹۵ ۷:۱۵ ق.ظ:

    درود ها بر شما مهربانوی گرامی
    ممنون از لطف نظر شما بزرگوار
    در امان حق باشید.

    [پاسخ]

  3. اسی esi می‌گه:

    سلام
    خیلی عالی
    خیلی صمیمیه
    ولی یه نکاتی به ذهنم میرسه که به نظرم میتونه این شعر قشنگ رو قشنگتر کنه.

    قربان نگاه تو کنم “هردو جهان را”
    به جای هر دو جهانم
    با تیر نظر گر بزنی تو به منِ من
    “تو” حشو زائده

    افسوس که پژمرده گل عشق تو در دل
    این مصرع کژتابی داره
    مشخص نیست که پژمرده گل عشق در دل من یا در دل تو
    بی مهریِ تو سوخته عمریِ چمنِ من
    چمن زیاد جالب نیست
    با وجود مهر که میتونه ایهامی باشه برای خورشید و مهرگیاه و وجود رابطه ی هردو با گل میشد از این فضا بهتر استفاده کرد.
    بی مهری(خورشید) با پژمردن رابطه داره ولی با سوختن نه.

    از نـالــــه بـــه جــز درد نــوایی ننوازم
    درستش اینه که بگی:
    از درد به جز ناله نوایی ننوازم
    نونها هم پشت هم میوفته.
    کردی به غمت تلخ تو شیرین سخن من
    به قول سعدی:
    من از خود از عشق لبت فهم سخن می نکنم
    هر چه زان تلخترم گر تو بگویی شکرست
    علاوه بر مفهوم ملیح ارتباط بین دو مصرع شعر سعدی خیلی زیاده

    تا زهرِ فراقِ تو چشیده دل زارم
    هر لحظه رود جان و روان از بدنِ من
    خیلی زیباست
    میشد با یه تغییراتی مثلن یار رو به جان و روان تشبیه کرد
    در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
    من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

    فک کنم تونستم منظورم رو برسونم
    موفق باشین

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۹۵ ۳:۵۲ ب.ظ:

    درود ها بر شما دوست گرامی و فرهیخته
    ممنون از نظریات نیک شما، خیلی عالی بودند
    گرچه در اول سرودن شعر به جای ” هردوجهانم” ..” هردوجهان را ” بود اما بعدا به ” هردوجهانم” تغیرش دادم چون نخواستم از غلو کار بگیرم بنا خواستم انرا ملکیت فردی بیان کنم، ولی با دیدن نظر شما حال نظر من هم تغیر کرد همان هردوجهانم خیلی عالی میاید
    اما در ” افسوس که پژمرده گل عشق تو در دل” از التفات و حسن تعلیل ضعیف بکار رفته که با مصرع مابعد خوود تشبیه مجمل را میسازد.
    ولی در ” از ناله به جز درد نوای ننوازم” یک فعل وصفی است و ناله هم مورد وصف قرار گرفته …چون معلومدار است که از درد به جز ناله نوای بر نمیاید اما اینکه از ناله چه نوع نوای بر میاید مهم است .

    باز هم جهان سپاس و امتنان از لطف نظر شما بزرگوار که وقت گران بهای خود را صرف خواندن و دقت روی اشعار بنده میکند چون دیدگاه ها و نظریات از برداشت ها متفاوت است .
    ممنون از نظریات پر گهر شما عزیز مهربان
    شاد و کامگار باشید.

    [پاسخ]

  4. اسماعیل سعیدی منش اسماعیل سعیدی منش می‌گه:

    سلام بر جناب بدر
    غزل روان و زیباییست
    با زبانی متوسط نه قوی و نه ضعیف
    قافیه دم دستی استفاده کرده اید و تا حدودی از عهده اش بر آمده اید
    فقط در یکی دو بیت اسیر قافیه شده اید
    زبانتان کمی کهنه است و میشود با زبانه نوتر و به روزتر بسرایید مثالش در همین شعر
    ((با تیر نظر گر بزنی تو به من من))
    موفق و پیروز باشید.

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۹۵ ۳:۵۴ ب.ظ:

    درود ها بر شما جناب سعیدی گرامی
    ممنون از لطف نظر شما

    خودم کهنه هستم داداشی که زبانم کهنه است ههههههههههه
    شاد باشید عزیز بزرگوار

    [پاسخ]

  5. احمد علی ایرانپور احمد علی ایرانپور می‌گه:

    درود
    جای تمجید در این شعر زیاده اما
    در چنین سطحی یه ایراد به شما وارده و اون اینه که بداعت این شعر کجاست؟

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    درود ها بر شما بزرگوار
    این سروده مال ۱۵ سال قبل است و در کشور من خیلی بداعت دارد، و دیگر اینکه حرفهای دل هرگز کهنگی ندارد جناب، غزلیات من بیشتر احساسی است تا صنعت فنی، با حرف اول دل نوشته شده و به خواننده انتقال میابد و هرگز ادیت و ویرایش نمیشود

    شاد باشید.

    [پاسخ]

  6. زیبا سروده اید جناب بدر عزیز
    موفق و سلامت باشید

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۹۵ ۷:۳۱ ب.ظ:

    درود ها بر شما جناب کرمی گرامی
    ممنون از لطف نظر شما بزرگوار
    شاد باشید.

    [پاسخ]

  7. درود بر شما

    با احساستان همراه بودم
    زیبا سروده اید

    جسارتا مفهوم مصراع پنجم را با با دوبیت قبل آن متناقض دیدم
    چون گل عشق نه تنها پژمرده نیست بلکه هنوز گرما بخش است

    قلمتان نویسا و چشمه احساستان جوشان

    [پاسخ]

  8. میرعبدالله بدر میرعبدالله بدر می‌گه:

    درود ها بر شما استاد گرامی
    ممنون از لطف نظر شما بزرگوار
    نظر شما کاملا درست و بجا است، اما در دو بیت قبل، شور،شوق و هیجانات عاشق با خواست های درونی اش از عشق بیان شده اما در بیت سوم زبان به شکوه از معشوق باز میکندالی اخر
    اما گل عشق او به اساس جور و بی مهری های معشوق پژمرده.
    ممنون از نظریات گهربار شما استاد گرامی

    [پاسخ]

  9. علی محمد برادران علی محمد برادران می‌گه:

    درود
    زیبابود

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۵ ۸:۰۶ ق.ظ:

    درود ها بر شما جناب گرامی
    ممنون از لطف نظر شما عزیز مهربان
    در امان منان باشید.

    [پاسخ]

  10. اسماعیل سعیدی منش اسماعیل سعیدی منش می‌گه:

    سلام مجدد به جناب بدر عزیز.
    در نقد شعرتان زادگاه و زبان خاص شما را که زبان اصیل پارسیست نمیدانسته و در نظر نگرفتم بنابر این همینجا لازم میدانم نقدم مبنی بر کهنگی و متوسط بودن زبان شعر را پس بگیرم.
    پایدار و پیروز باشید

    [پاسخ]

    میرعبدالله بدر

    میرعبدالله بدر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۵ ۸:۰۵ ق.ظ:

    درود ها بر شما جناب سعیدی منش گرامی

    نه خواهش میکنم دوست ارجمندم، نظر شما کاملا درست است، اما چه کنم که اشعار کلاسیک و سرودن غزل در همان قالب های کهنه به دلم سخت چنگ میزند، ناخودآگاه دلم و زبان شعری بنده به همان سو و سمت تمایل پیدا میکند
    اما میکوشم تا بیشتر با غزل امروز باشم

    کامگار باشید.

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


+ چهار = دوازده

 

Top