روزی

0
  

روزی که رسد روزی تواز درو دربند
هرلحظه مکن ناز و بکن شکر خداوند

گر شمع وجودی به تو داده رضا باش
در لحظه مگو کفر تو محتاج خدا باش

بتول قلمی

درباره بتول قلمی

بتول قلمی تابحال ۴۶ شعر ارسال کرده اند.

اساتید جان ، بنده از نظر اینترنت زیاد وارد نیستم با این وجود نظرات را حتما می خوانم و ازعزبزانی که شعر های مرا نقد میکنند بسیار سپاسگزارم


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/58810  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 577 و از اعضای عادی می باشد با 97 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

می شود جام می و معشوق در سجاده باشد …

گله مند

توبه

رسم عبادت

در نهر نماز شستشو خواهم کرد

یکی بود یکی نبود

دلبران

مناجات نامه

من اگر به خود بیایم

ممنوع


۵ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. الهام گنج خانلو الهام می‌گه:

    سلام
    یادآوری زیبایی بود برای کسانی مثله من
    بسیار ممنون

    [پاسخ]

  2. تردید می‌گه:

    درود بانو قلمی عزیز
    جسارتا به نظر بنده
    اگر به همین شکل آهسته و پیوسته و با حجم کم کار کنید
    مقبول تر است
    مصرع سومتان نیاز به بازبینی دارد برای رفع کمبود
    عزت زیاد

    [پاسخ]

  3. اسی esi می‌گه:

    سلام
    بانو قلمی
    خیلی خوبه
    روزی که رسد روزی تواز درو دربند
    دربند یعنی چی؟
    هرلحظه مکن ناز و بکن شکر خداوند

    گر شمع وجودی به تو داده رضا باش
    گر شمع وجودی به تو داده “است” رضا باش

    در لحظه مگو کفر تو محتاج خدا باش
    “لحظه” ها رو به نظرم عوض کنین.
    همه محتاج خدا هستن.
    محتاج خدایی درسته نه محتاج خدا باش.
    موفق باشین

    [پاسخ]

  4. درود بر شما

    سروده ای زیبا خواندم.

    جسارتا بنظر می اید مصرع سوم یک صدای بلند کم دارد.لطفا بررسی فرمایید.

    قلمتان توانا.

    [پاسخ]

  5. علی محمد برادران علی محمد برادران می‌گه:

    درود بانو موفق باشید

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


هشت + = شانزده

 

Top