خاطره

0
  

کوله باری از یه دنیا خاطره رو دوشمه
کادوی اخر همونی که همش میپوشمه

رفتی و درد و غم و حسرت فقط همخونمه
عکسای با هم پناه این دل دیونمه

از همون شب که تو رفتی این هوا بارونیه
بغض تلخی از نبودت تو گلوم زندونیه

حال هر روزم همونی که خودت میدونیه
من یه یازندم که تقدیرم فقط ویرنیه

نیستی و این فاصله دیونه کرد این عاشفو
با نجاتت سمت یه سخره کشوندی قایقو

حرف اخر باشه برگردون روزای سابقو
تو اگه باشی تموم میشه عذاب داعمو

بی تو این خونه همیشه سقفی از دلتنگیه
فکرشم ذجره بگم دستات تو دستای کیه

ارزوم تکرار اون لحظس که تو میخندیه
تو نباشی شادی واسم عکسی از بی رنگیه

پای تو موندن شکنجس که شده ارامشم
یادته از عشق میخوندم نذار تنها بشم

رو غرورم شرط بستم حقمه دیونه شم
قصه بی تابیمو دیگه میدونن کل شهر

مسعود کاویانی

درباره مسعود کاویانی

مسعود کاویانی تابحال ۷ شعر ارسال کرده اند.


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/58918  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 59 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم برای رده بندی می باشد با 9 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

همخونه

دوری از تو

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

می میرم

تهران بدون تو

شبهای طوفانی

تـــو

پاییز!

یادگاری

زیر بارون


۱۲ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. محمد فلاح محمد فلاح می‌گه:

    سلام زیبا بود ولی واقعا حیف شد یکی دو تا اشتباه داشتید که ترانه شما رو ضعیف کرد منظورم رعایت قافیه هاست

    حرف اخر باشه برگردون روزای سابقو
    تو اگه باشی تموم میشه عذاب داعمو

    مثلا میشد نوشت

    حرف اخر باشه برگردون روزای سابقو
    وقتی باشی ، من و تو شادیم همه دقایقو

    یا در بیت آخر

    رو غرورم شرط بستم حقمه دیونه شم
    قصه بی تابیمو دیگه میدونن کل شهر

    میشد نوشت

    رفتی و غرور من خرد شد شدم دیوونه تر
    قصه بی تابیمو دیگه میدونن کل شهر

    البته چون ترانه است تر و شهر رو قافیه کردم

    در مجموع زیبا بود

    [پاسخ]

    مسعود کاویانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲م, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    وقتی باشی ، من و تو شادیم همه دقایقو
    رفتی و غرور من خرد شد شدم دیوونه تر
    با سلام و عرض ادب ابتدا تشکر میکنم از دقت نظرتون و نقد کردن ترانه منن من عاشق نقد شدنم باعث میشه حس کنم قوی تر شدم چند نکته رو توضیح بدم با نهاین احترام جایگزین های شما افتضاح بود البته رک بودن منو ببخشیدولی خیلی سطحی و یک بار مصرف بود ببینید شرط بستن رو غرور یعنی چی یعنی اینکه کسی که عاشقانه دوسش دارم فقط بخاطذ احساسی که من بهش دارم به خودش اجزه بده منو خورد کنه و مسلما منم بخاطر احساسم پاش میمونم شرط بستن رو غرور یعنی من یک طرفه براش بمیرم اون فقطظ فکر مردن من برای خودش باشه نه تب کردن خودش اونقدر به خودش مطمعن باشه به غرورش که هرطور بخواد ادامه بده هر طور بخواد رفتار کنه اما تو مصرع شما من یه حس یکبار مصرف که صرفا شعر رو قراره کامل کنه دیدم انگار فقط نوشته شده که شعر کاملب بشه نه برادرم نه عزیزم من تو هر مصرع باید حرفی برای گفتن داشته باشم تا مخاطبم رو شعر من پایبند بمونه واقعا اگه قرار بود اینو استفاده کنم چرا اصلا موضوع کوله بار خاطره رو مطرح کردم اره عزیز اومنی کگ من ازش حرف زدمو با غرورش شرط بسته بود الان اونقدر یاد منه که … اون با غرورش شرط بسته بود که من پاش میمونم حالا به غرورش باخته وقتی باشی ، من و تو شادیم همه دقایقو این که دیگه شاهکار بود واقعا نهایت حستون رو همین حد خلاصه میکنید دقایقا مثل امید جهان تو ترانه هاش کاشکی برگردی تموم شه این عذا داعمو نمیدونم شاید شما تا حالا به کسی اونقدر وابسته نبودید که ندیدنش شما رو عذاب بده اما من بودم نه به دختر نه به یکی که اونقدر عزیز بوده که وقتی با غرورش شرز بست که منو له کنه من پاش بمونم تا اون به خودش ببازه حسی که من ازش حرف زدم رو شاید ههمون داشتیم شایدم فقط من داشتم اما تموم شدن عذاب داعم با شداد بودن تمام دقایق مثل فرق بین امید جهان با بابک جهانبخشه بابک میدونه قراره چی به مخاطبش اراعه بده اما امید فقط میخواد بترکونه بردارم شما چرا به شعر از جنبه روانشناسی گاه نمیکنید شهر و شم هم قافیه هستن وقتی تو ملدی تو اهنگ بره نوع خوندنش با هم تناسب داره از نظرتون منی که ۱۹ تا هم قافیه رو با هم اکی کردم سخته بنویسم وقتی تو نیستی گلم من هم باید بی خونه شم عزیز این خیلی فرق داره با دونستن قصه من تو کل شهر من چند ماه پگیش دچار جنون شده بودم اره من دچار یه بیماری عجیب شده بودم که روانشناس هم نتونسته بود تشخیص بده کم مونده بود سر به بیابون بذارم تقریبا تو شهر خودم همه از بیماری منم خبر داشتن الان حالم خوبه هر مصرع دارای یک مفهوم از زندگی منه که کنار هم قرار داده شده و شعری رو ساخته که الان من قدرت دفاع ازش رو دارم اگه من فقط یه شعر مثل امید جهام مینوشتم مسلما جواب نقد ها رو نمیدادم ببخشید خیلی تند حرف زدم صراحت منو بزارید به حساب اینکه شما رو با جحنبه دونستم شعرهانون رو نخوندم ولی لازم شد حتما بخونمش و نظرم رو بگم چون منی که الان سه ماهه ترانه سذایی میکنم نمیتونم با نوع توصیفی که شما به کار بردید کنار بیام

    [پاسخ]

  2. علی محمد برادران علی محمد برادران می‌گه:

    درود
    زیباست دست مریزاد

    [پاسخ]

  3. الهام گنج خانلو الهام می‌گه:

    سلام
    خوب بود اما احساس در این ترانه بسیار کم به چشم میخورد
    انگار فقط کلمات را کنار هم خوب چیده اید
    امیدوارم آزرده خاطر نشوید در چند ترانه قبلی کاملا میشد بااحساس سراینده همراه شد و لحظه لحظه را به خوبی لمس کرد در این ترانه احساس ضعیف است

    [پاسخ]

    مسعود کاویانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲م, ۱۳۹۵ ۹:۵۷ ق.ظ:

    سلام الهام خانم من یه خواهر هم اسم شما دارم ببین خواهرم نظر شما برام از هر تعریف دیگه ای ارزشمندتره چون من دقیقا چیزی رو میخواستم الان دارم لازمه چند نکته براتون تشریح بشه ببینید اصولا ما شاعرها با گذشت زمان کارمون بهتر میشه خیلی کم پیش میاد پسرفت داشته باشیم مسلما منی که کاری مثل دیونه نوشتم الان نمیام یه کار سطح پایینتر از اون ااعه بدم البته این نسبیه ولی مطمعنا من چیزی رو در خاطره دنبالشم کمه دیونه نتونسته بهش برسه برای اینکه بتونید شعر رو خوب درک کنید لازمه جای من باشید تا از حرفهایی که من تو خاطره زدم به خوبی اگاه بشید با نجاتت سمت یه سخره کشوندی قایقو اومدن قایق تو شعر چه معنی داره ایا بهتر نبود یه شعر مثل دیونه با کلمات احساسی بنویسم من میدونم دارم چی رو به ذهن مخاطبم تزریق میکنم ۸ ساله به صوت حرفه ای موزیک گوش میدم با تمام قوانین شعر و ملودی اشنایی دارم ببین مطمعنا تو خاطره حرفی زده شده که تو دیونه نتونستم بزنم و عمیقتر از دیونه بوده در پایان عرضم یه شعر براتون میذارم که از همون جنس احساسی حرف زده شده که شما دوست دارید من برای هر نظر منفی احترام قاعلم و به امید قانع کردم مخاطبم توضیحات رو میدم اینکه چینش کلمات خوب بوده و حس نداشته رو باید اینطور فهمید خود شما بعد از اتمام یه رابطه احساسی که وابستگی شدید داشتید مطمنعنا نما ایید یه شعر پر احساس از خاطره بنویسید چون اگه این کارو بکنید این دیگه اصلا حس یه فرد شکست خورده رو بهتون نمیده فضایی که تو خاطره طراحی شد به راحتی متونست مثل شعر محال دیونه یا اشعار خود شما باشه با حس بالا اما اگه این کارو میکردم مخالطبی که من دلم میخواد شعرمو بشنوه میگفت اینم مثل شعرای قبل بود با همون حس ببینید نظر شما رو من خیلی دوست داشتم سعی مسیکنم احساس رو تو شعرهای بعدیم جوری تعریف کنم که شما خوشتون بیاد نه صرفا شما که ه مونثی بخونه خوشش بیاد اما این دردی از من دوا نمیکنه اتفاقا شدیدا نوشتن کاری مثل دیونه یال کارای مثل مثلا مهرزاد امیرخانی با حس بالا راحتتره اما مشکل این میشهخ که اونطوری فقط یه ترانس نه چیزی که قراره از من حرف بزنه هر نقدی دارید با نهایت رک ودن برای شعر من ارسال کنید من خوشحال میشم
    حوالی تو
    ——————–
    حوالی تو حال من بهتره نفس میکشم عطرتو بی دریغ
    نبودت برام سخته خیلی و باز برام تازه میشه یه درد عمیق
    -
    تو نیستی همیشه چشام اشکیه نفس هامو میگیره این روزگار
    تو هرچی به سمتم بیای بهتره منو با شب و گریه تنها نذار

    حوالی تو دلخوشی منه همونجا که از بی کسی خالیم
    با درد نبود تو میسوزمو ولی تا به سمتت میام عالیم
    -
    نگو سخته واست که عاشق بشی نباشی من از عشق هم میبرم
    یه روزی چشاتو گرفتی ازم یه عمره که دارم زمین میخورم

    حوالی تو ارزوی منه همونجا که میسازی رویامو باز
    فقط یک قدم سمت قلبم بیا دلم خونه از راه دور و دراز
    -
    من هرجا برم تو خیال منی برام پر میشه جای خالی تو
    چشام خیسه بارون میاد یک نفس بازم راهیم تا حوالی تو

    حوالی تو دلخشی منه همونجا که از بی کسی خالیم
    با درد نبود تو میسوزمو ولی تا به سمتت میام عالیم
    -
    نگو سخته واست که عاشق بشی نباشی من از عشق هم میبرم
    یه روزی چشاتو گرفتی ازم یه عمره که دارم زمین میخورم

    [پاسخ]

    الهام گنج خانلو

    الهام پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۵ ۱۲:۰۴ ق.ظ:

    سلام
    گفته های شما صحیح است من نظر شخصی خود
    را نوشتم گفتم چینش کلمات شمارا دوست داشتم
    بسیار خوب و روان بود اما نتوانستم احساس شمارا
    درک کنم ترانه با شعر متفاوت است ترانه بیشتر از
    احساس نشات میگیرد البته نظر شخصی من اس من
    خودم در سرودن فکر نمیکنم به ترانه آنچه از احساسم
    نشات میگیرد روی کاغذ میاورم وکم پیش میاید تغییر
    بدهم من مثل شما وارد نیستم وشاعر هم نیستم
    وبرای دل خود مینویسم ودوست دارم نظر دوستان را درباره
    شعر هایم بدانم در این ترانه شما احساس میکنم
    فقط به گفتن ترانه فکر کرد ه اید وبه احساس
    توجهی نداشته اید من به پس رفت شما اشار ه ای
    نکردم ترانه شما با قواعد ترانه سروده شده اما
    به روح ترانه توجهی نکرده اید
    واین ترانه که در آخر مطلب نوشته ای بسیار زیبا است
    وروح دارد طوری دوست دارم بارها بخوانم تا ملکه ذهنم شود

    [پاسخ]

    مسعود کاویانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    سلام
    با فرمایشتون کاملا مواقفم
    طبیعی بود که از حوالی تو خوشتون بیاد چون حس تویری داشت یعنی شما رو تو محیطی که میخواستم و میخواستید قرار داد
    والا من اصلا وارد نیستم گفتم ۳ ماهه ترانه سرایی رو شروع کردم
    متاسفانه مجبور به اعتراف درد عمیقی هستم که خود من همیشه سعی در نادیده گرفتنش دارم فضای امروز موسیقی ما دقیقا خاطره رو بیشتر از دیونه میپسنده یعنی اگر خواننده ای قصد همکاری با منو داشته باشه ازم میخواد کاری مثل خاطرعه براش بنویسم که بقیه دارن شبیهش رو میخونن اهنگ های این روزامون شدیدا پر شده از همیچین ترانه هایی برای من نوشتن حوالی تو کمتر زمان برده تا خاطره چون حوالی تو رو رو ریتم احساسم نوشتم و هر کلمه حس لحظه بود اما خاطره رو چند ساعت طول کشید تا مطابق اصولی که خواننده ها دوست دارن بسازم انصافا حسش سرد و بی روح بود از درد حرف زده بود فضایی که شاید ممون ازش یکمی فاصله میگیریم همیشه اما متاسفانه ترانه سرایان اکثر این فضا رو میسازن البته نه ترانه سرایان مطرح من تو ترانه بعدی حس تصویری رو به حداکثر رسوندم لطفا نظرتون نقدتون رو برام بنویسید با تشکر

    [پاسخ]

  4. افسانه ایرانی افسانه ایرانی می‌گه:

    خیلی زیبا بود

    [پاسخ]

  5. محمد فلاح محمد فلاح می‌گه:

    سلام
    از جایی که گفتید جایگزینی من افتضاحه به بعد رو نخوندم طولانی نویسی نشونه آشفته شدن شما بخاطر یک نقد ساده است
    جایگزینهای من در ۲دقیقه بود ولی شما وقت دارید و ترانه ی خودتونه بشینید قافیه هاشو درست کنید
    رک بودن با گستاخی فرق داره عزیزم
    کسی که یک نقد مودبانه رو بر نمیتابه … رک نیست
    دور از جون شما البته

    [پاسخ]

    مسعود کاویانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    سلام بابت لهنم عذر میخوام اشفته شدن برای چی برادر تو نظرات همین شعری که شما میفرمایید مشکل قافیه داره یه عزیز دیگه گفته چینش کلماتخوب بوده از نظر شما ایشون مشکل قافیه منو ندیده که شهر و شم قافیه نمیشه ؟ مهمتر از اون من توضیحاتی دادم که وقتی شعر رو میساختم تو ذهنم بود وگرنه چه نیازی به اشاره کردن به شرط بندی غرور بود بعدش اگه من نقد را طاقت ندارم چرا اصلا بهتون جواب دادمن نظرات گل و بلبل هم داشتم میتونستم نقدتون رو نادیده بگیرم شرمنده اگه بی ادبی شد اما ممنون میشم ابهامات مطرح شده رو جواب بدید ببینید من تو سایتی شعرهامو گداشتم که همه شاعر هست شعرناب و شعر دو اگه اونقدر مشکل قافیه دارم پس شعرمو تو وبلاگ خودم منتشر میکردم و تو خیال خودم میگفتم منم شاعرم نه اینطور نیست اگه در مورد فضا انتقاد میکردید حق میدادم با توجه به ذهن اکثریت فکر کنید اما در مورد قافیه تعابیرتون …. ببینید من میتونستم پاسختون رو ندم بنده دری وری گفتم شما هم جواب قاتع دادید متن منو بعد افتضاح نخوندید اما حرفام دری وری بوده خوشحال میشم در مورد شعرهای بعدی من با همین قاتعیت نظر بدید مرسی

    [پاسخ]

  6. افسانه ایرانی افسانه ایرانی می‌گه:

    خیلی زیبا بود

    [پاسخ]

  7. میرعبدالله بدر میرعبدالله بدر می‌گه:

    درود بر شما

    قلمتان توانا

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


+ هفت = شانزده

 

Top