ببخشا (تصنیف)

0
  

من امشب چون غنچه ای زردم
نمی پرسی از غم و دردم

به شب های دلخوشی سوگند
به اشکی کز دیده آوردم

به فریاد قلب خونینم
ببخشا گر با تو بد کردم

مرا که عهد شکستم قفس سزایم بود
زبان بخشش و ناله به هر نوایم بود

بیا و بگذر از این دل اگرچه عهد شکست
امید وصل و رهایی به ناله هایم بود

بیا تا امشب در آغوشت
به ایام رفته برگردم

درنگی کن بر سر خاکم
نظر کن بر پیکر سردم

من امشب چون غنچه ای زردم
ببخشا گر با تو بد کردم

تردید

درباره تردید

وحید سلیمی تابحال ۹۴ شعر ارسال کرده اند.


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/58946  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 3528 و از اعضای برتر می باشد با 668 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

شنیده ها و نگاه تو

تبلور نگاه تو

چه خطی می کشدرنج های من

قلب من

شدم عین طهرون آلوده

نیستی ببینی!

نشانه

وصیت

به دنبال رهایی …

بی تابی


۱۰ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. احمد علی ایرانپور احمد علی ایرانپور می‌گه:

    درود
    انتظارها از شما همیشه بالاست
    منتظر شعرهای قشنگتر هستیم

    [پاسخ]

    تردید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۵ ۸:۴۰ ق.ظ:

    درود بر احمد علی عزیز
    ممنونم از ابراز نظرتان
    عزت زیاد

    [پاسخ]

  2. آرزو نوری آرزو نوری می‌گه:

    سلام و عرض ادب
    درود بر شما

    [پاسخ]

    تردید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۵ ۸:۴۱ ق.ظ:

    سلام و عرض ادب بانو نوری عزیز
    باور نمی کنم بعد از این همه سال سکوت را شکسته باشید
    به هر حال سپاسگزارم و آرزوی موفقیت دارم برایتان

    [پاسخ]

  3. درود بر شما

    با احساستان همراه بودم

    نمی دانم میشود این تصنیف را با آهنگی خواند یا نه .؟شاید بشود وزن آنرا روانتر کرد.

    جسارت مرا می بخشید.

    قلمتان توانا

    [پاسخ]

    تردید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۵ ۸:۴۶ ق.ظ:

    استاد حمیدی زاده عزیز
    سلام و عرض ادب
    قربان ، وزن این تصنیف کاملا بر پایه ی عروضی منطبق است
    و مطمئنا وزن آن را که بسیار روان است دریافته اید
    سه بیت ابتدا و انتهایی بر وزن ( مفاعیلن فاعلن فع لن ) و دو بیت وسط بر وزن ( مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن ) است .
    بی تردید اگر هنرمندانی چون گذشتگان نه چندان دور ( بانو حمیرا ) داشتیم در اجرا اثر نابی به یادگار می ماند . ولی افسوس …
    عزت زیاد

    [پاسخ]

  4. اسی esi می‌گه:

    سلام
    آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش
    هر چه کند به شاهدی کس نکند ملامتش

    باغ تفرج است و بس میوه نمیدهد به کس
    جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش

    کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
    آنچه گناه او بود من بکشم غرامتش
    سعدی
    تصنیف قدیمی
    کاست بیداد
    شجریان
    دستگاه همایون
    البته خیلیا خوندنش.
    خود شجریان دوجور خونده که اون یکی یادم نیست توو کدوم کاسته.
    اون تازه بهترم هست.
    گلهای رنگارنگ ۴۶۴ رو هم گوش کن
    برگ سبز ۲۲۰
    یَک چیزین

    [پاسخ]

  5. تردید می‌گه:

    سلام
    دمت گرم اسکندر خان
    همیشه به هدف می زنی و این بار هم درست نشانه رفتی
    عزت زیاد

    [پاسخ]

  6. ناصر یوسف نژاد ناصر یوسف نژاد می‌گه:

    درود جناب سلیمی عزیز.
    بسیار لذت بردم از طبع روان شما. تصنیف دلنشینی بود، آفرین.

    https://t.me/joinchat/AAAAAEKUPuYFQ4N0hJt5eQ

    [پاسخ]

    تردید پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۲ ق.ظ:

    سلام و عرض ادب جناب یوسف نژاد عزیز
    صدای دلنوازتان را شنیدم
    همینطور صدای سازی که معرکه می نواختید
    دمتان گرم

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


+ چهار = ده

 

Top