وای برمن

0
  

وای برمن وای برمن
چه ترسی بود در نگاهت
از این دیوانه مردی
که ساز بدی می نوازد درعشق
وای برمن وای برمن
دراین دریای طوفانی
من واین قایق خسته
چگونه شب کنم تا صبح
ازاین طوفان اندوهت

به هر برکه به هر دشت
به هر ماهی خسته
در این آب سرد و آلوده
می پرسم تو را می پرسم تورا

نگاهم سرد و خاموش است
براین جان دادن روحم
نه صیادم خواهد رفت
نه آهی تا صبح دارم

زمن بگذر از این دفتر
که خون عاشقان می ریزند
جلادان خون ریزم

چه غم هایی می فروشند نامردان
دراین بازار مخروبه
من از ترس زمستانم
به شمعی دل خوشم تا صبح

به خود گفتم دردم چیست
چرا خون در جگر دارم
اگر ناز ابرویت
مرا مهمان شب می کرد

وای بر من وای بر من
به پایان شعرهایم
خواب می بینم
تار ابرویت

حسین حاجی آقا

درباره حسین حاجی آقا

حسین حاجی آقا تابحال ۳۰ شعر ارسال کرده اند.

Iranian Canadian Artist


شناسه ثبت در سایت شعر۲ : shere2/58968  . کارآیی های شناسه ثبت تنها با ذکر منبع و نویسنده کپی مجاز است. این شعر تحت نظارت قانون «حمایت از مالکیت ادبی و هنری در اینترنت» است.
امتیاز این کاربر 880 و از اعضای عادی می باشد با 164 دیدگاه



برخی مطالب مرتبط با این پست از نظر رده یا برچسب :

آنقدرسوخت دلم در غم تو…

فاصله (در سوگ مردان آتشنشان فاجعه تهران)

و عشق

سفره را می گستراند دوست

تاک بی سر

گرفتم همسری ناب …

چراغی خواهم شد

این شعر نیست

یک کوچه دور از خانه ما

خدایا دلم را به عشقت لبریز کن


۵ دیدگاه نوشته شده است! دیدگاه شما چیست

  1. میرعبدالله بدر میرعبدالله بدر می‌گه:

    سلام و درود بر شما

    زیبا سرودید

    [پاسخ]

    حسین حاجی آقا

    حسین حاجی آقا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴م, ۱۳۹۵ ۲:۰۲ ق.ظ:

    تشکر دوست عزیز

    [پاسخ]

  2. الهام گنج خانلو الهام می‌گه:

    سلام
    استاد عزیز کاش کور سوی امیدی هم در سرودیتان بود
    چرا انقدر پریشان!!!

    [پاسخ]

    حسین حاجی آقا

    حسین حاجی آقا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴م, ۱۳۹۵ ۲:۰۲ ق.ظ:

    شش ماه برف و سرما و کاسبی نیست در مونترال تا زودتر برگرم قسمت دیگر کانادا عوض بشوم

    [پاسخ]

  3. درود
    با احساستان همراه بودم
    قلمتان توانا

    [پاسخ]


دیدگاهتان را بنویسید.


هفت + نُه =

 

Top