آرشیو برچسب : آرزو نوری

آرزو نوری

شوخی

با گریه مادرت شعله ور می شود از آه پدرت نفس می گیرد این که می بینی آتش است و با کسی شوخی ندارد اما ...

آرزو نوری

ما به هم نمی آییم

نترس روبروی خانه ات نمی ایستم که سکه سکه سراغت را بگیرم بپرسم زنده ای؟ مرده ای؟ به همسایه ها رو نمی اندازم تو را ...

آرزو نوری

گمشده

نوشتن این نامه ها اثری نخواهد داشت و زنگ زدن به شماره ای که داشتی تو را به جایی نمی رساند من گم شده ام ...

آرزو نوری

فرشته

چه کسی بر بالینت می نشیند تا خوابهای پریشانت را پاشویه کند کدام فرشته چشم به راه می‌ماند تا جورابهایت را بشوید زخمهایت را رفو ...

آرزو نوری

وداع

از راه می رسی و حرف می زنی -سرزمینهای آفتابی و سبز- و من گوش می سپارم در این گوشه از جهان که فراموش ات ...

آرزو نوری

بوسه

دست ودلم به کاری نمی‌رود! از لبان تردت بوسه‌ای می‌خواهم مرگ! امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم ...

آرزو نوری

مارش

یک روز آهنگ صدای تو جای مارشهای نظامی را می گیرد و تمام جنگها ختم به خیر می شوند امتیاز این کاربر 404 و از ...

آرزو نوری

چرخدنده

قفس بی پرنده ای بودم خنده نه، طرح خنده ای بودم زیر چرخی که زندگانی بود من فقط چرخ دنده ای بودم امتیاز این کاربر ...

آرزو نوری

انتظار

اسبها شیهه می کشند ولی هیچ مردی برای بردنت نمی آید امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم ...

آرزو نوری

بدرقه

به بدرقه ایستادم چمدانی در دست تو بود ابرهایی در قلب من امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب ...

آرزو نوری

گهواره

شکست گهواره بی‌آن که تاب بخورد مادر درون خانه پوسید دختر بیرون خانه! امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد ...

آرزو نوری

خوشبختی

همه جا قفس می فروشند! حتی در استانبول بین اتاقم و میدان تقسیم میله ها ایستاده اند نمی توانم خوشبخت باشم و بهانه های کوچک ...

آرزو نوری

تنهایی

تنهایی کلید خانه را دارد هر وقت نیستی به سراغم می آید امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب ...

آرزو نوری

تصویر

از سرم فکر و خیالت ناگهان افتاده است چای خوش عطری که دیگر از دهان افتاده است من گذشتم از تو تا تنها بمانی با ...

آرزو نوری

تماس

آن سوی این خطوط بلند بلند نامعلوم سرفه ایست صدای گرفته مردی که «دوست دارم‌ات» بغض می‌کنم -لطفا بخند -می خندم -مواظب خودت باش -هستم ...

آرزو نوری

گلوگاه

نشخوار می کنم حرف های تو را که تا گلوگاه خودم بالا آمده به عزیمت می اندیشم رفتنی که آمدن ندارد و تو را پشت ...

آرزو نوری

مبادا

گریه امانم را بریده بود وقتی پشت سر هم سیب می گفتم می خواستم خنده ای باشم در قاب عکس ات و پای این آسمان ...

آرزو نوری

ملکه

من ملکه ام پادشاه من کفشهای کتانی می پوشد و در سوپرمارکت کوچک اش چیپس و پفک می فروشد امتیاز این کاربر 404 و از ...

آرزو نوری

زندگی

امشب برایم هر چه می خواهی بیاور بیراهه ام، بیراهه ام، راهی بیاور فکر نوشتن در سرم افتاده آقا خودکار آبی … کاغذ کاهی بیاور ...

آرزو نوری

هنوز

راه می روی روی خط خطی های پیراهن ام اینطرف تر از سلسله اعصاب ام هرجا که پایت برسد و کفشهایت را می کشی می ...

آرزو نوری

نامه

سلام من‌ام کسی که بی‌تو هرگز بود حالم را اگر بپرسی ملالی نیست اشتها ندارم اما خجالت می‌خورم بی‌تو ماندن را نه نگران نشو جویای ...

آرزو نوری

مرز

با اینکه عاشقانه تو را دوست داشتم دیگر به گفته های تو ایمان نداشتم صد بار آمدی که بگویی فقط مرا هر بار روی صورتکم ...

آرزو نوری

فاصله

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید صف ...

آرزو نوری

آسمان مشترک

به خیابان بیا بگذار آسمان با ریه هایت نفس بکشد و درختان باران زده از عطر تنت معطر شوند حالا که سقف مشترکی نداریم به ...

آرزو نوری

گنجشک

دست به دست می­ شوم مانند گنجشک بی­ جانی میان بچه­ های همسایه کدام دست پنجره­ ات را بست که شیشه­ ها را ندیدم؟ امتیاز ...

آرزو نوری

یک بار مصرف

باد می‌کند سرم روی شانه‌ات و رویاهای دروغین از لای انگشتانت نشت می‌کند -زود از کار می‌افتند، زنها! هر بار که برمی‌خیزی همین را می‌گویی ...

آرزو نوری

زلزله

آغاز می‌شوم -هر روز صبح- با خط خنده‌ای که تا اولین گسل تهران می‌لغزد تکرار می‌شوم با رژ لبی که طعم گلوله دارد و آینه‌هایی ...

Top