آرشیو برچسب : آغوش

تردید

ببخشا (تصنیف)

من امشب چون غنچه ای زردم نمی پرسی از غم و دردم به شب های دلخوشی سوگند به اشکی کز دیده آوردم به فریاد قلب ...

علی روح افزا

آتش نشان

میسوختی که شاید آتش کنی تو ، خامـوش جانبازی ات عزیزم ، کِی میشود فراموش دیدم که در « پـلاسکـو » آتش گرفته جانت پرواز ...

فضل علی

سوختم

چون شهابی من کنارت سوختم صبح گاهان با حصارت سوختم در حصاری، ناهماهنگی طنین با اوازه گوشوارت سوختم با اغوشی باز هر سوزی سفر عشق ...

محمدرضا بداغی

کلاغ

انگار در گلوی من ، یک کلاغ زار کز کرده ناله می کند قار و قار و قار سیگار دود می کند در کام خسته ...

محبوبه رمضانی

شنیده ها و نگاه تو

شنیده ام نگاه تو سیاه چاله ایست کهکشانی بعضی ها هم گفته اند مثلث برمودا شاید همه اشتباه کنند … روح لرزانم اینجا منتظر در ...

سلدا

دور شدی

بر صلیب آغوش تو، مصلوب شدم … مسخ شدم، فسخ شدم، از شرر هرم نفسهای تو، مغلوب شدم… در هوس عشق تو من، هست شدم، ...

محمد فلاح

زنده به گور

ترک این آغوش کردن ، مرد میخواهد . خاک را تن پوش کردن ، مرد می خواهد . یک نفس باید بنوشی ، تلخ ، ...

بابک چترایی

رویاى من

لمس آغوش تو رویایى ترین رویاى من واى بر من گر نباشى همدم فرداى من گفته بودى برچه حسنم اینچنین عاشق شدى بى گمان دیوانه ...

حمیدرضا کریمی

بارانی از تو

باز ، با بارش آسمانی آغوش تو بر اندامم تر شدم ، لحظه نزدیکی تو بر تنم از فراز ، افق شانه هایت غروب حسرت ...

حمیدرضا کریمی

میروی از اغوشم

تو که میدانی میروی روزی از اغوشم چرا میپرسی باز میخواهی باشم لذت را در کجا جستجو میکنی این دل خسته را چگونه شوریده میکنی ...

زهره فرهان

تو آمدی

سرد بود تو امدی ، یافتم در آغوشت فراوانی خورشید را . تو امدی و من ، دیدم در انعکاس نگاهت ، زنی برهنه زیر ...

محمد کوهانی

…کی شود؟

… و دید گانت گوهرناب سینه مالانه چونان کبوتران سبزینه پوش گنبد طلا پرکشان روح و جان را به پنجره فولادی ات گره می زنند… ...

سعید خرسند کاظمی

دنیای مجازی

نگاهم خستس دردها رو پشت هم میکشم کاش بدونی این روزا بدون تو چی میکشم خیره میشم به جلو تورو نمیبینم نیستی و جای خالیت ...

منصور دادمند

دوران کودکی

کودکی پر خنده بودم مست و سرخوش تیزو چابک می جهیدم همچو خرگوش می پریدم همچو غزال و آهو می خزیدم همچو مار پر جون ...

سعید محلوجیان

رو به رو

آری ای مهتاب مهربان به سوی تو روان که می شوم رو به رویم ایستاده ای و می کشی مرا در آغوش سیمگون خویش و ...

ستاره امیدی

آغوش باز کن

پریشانی نذری بود که امشب ادا کردیم و فراموشی برگی بود که هدیه کردی و من فراموش شده گریان پریشان برای نذر شب و تنهایی ...

بهروز حبیبی

گرفتم دست زیبایت در آغوش

گرفتم دست زیبایت در آغوش غم و دردم به آنی شد فراموش زشوق دیدنت قلبم فرو ریخت شدم سرگشته و شیدا و مدهوش زعمق چشم ...

حمیدرضا کریمی

عشق

عشق ، نوازش نسیم رو بوته هاست کندوی عسل تو بیشه هاست نوازش دست رو گونه هاست شیرنی دیدن تو در صبح جمعه هاست بغل ...

حمیدرضا کریمی

وسعت

دنیایم به وسعت نگاهت خانه ام به وسعت قلبت نیازم به وسعت دستانت تنم به وسعت آغوشت «من در قبرم مرده ام یا تو هیچ ...

Top