آرشیو برچسب : اشک

تردید

ببخشا (تصنیف)

من امشب چون غنچه ای زردم نمی پرسی از غم و دردم به شب های دلخوشی سوگند به اشکی کز دیده آوردم به فریاد قلب ...

سید مجید

آتش به جانم افتاد

آتش به جانم افتاد وقتی که پرکشیدی آخر پدر چگونه از ما تو دل بریدی در پشت چشمهایت بغض بدی نهان بود انگار با نگاهت ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

تصویر تو زیباسـت فقــط قاب ندارد

تصویر تو زیباسـت فقــط قاب ندارد روباه تـــو را ساحـــر کــذاب ندارد ای فاتـــح ابــر حامــل باران بهاری خشکیده تنم اشک تو را تاب ندارد ...

موسی عباسی مقدم

اشک غم بی حس بود

ایکاش طلا نبود ونقره مس بود در دیده سنگ اشک غم بی حس بود وقتی سحر از پتوی شب بر می خواست هنگام دمیدن گل ...

علی محمد برادران

حدیث قلم

دیشب از اشک مراسوی خداراهی بود صحبت از حرف وحدیث ودل پرآهی بود آنقدر فاصله نزدیک شد اندر برمن گوییا دامن یاراست و نگارا سر ...

علی محمد برادران

وصیت

تابوت مرابه شهرعشاق برید دورازنظروبسوی آفاق برید وقتی که دلم بسوخت ، فریادزدم ؟ یک لحظه زسوگ عشق ، من داد زدم ؟ تنها نه ...

موسی عباسی مقدم

گل اشکم به صحرا چلچراغه

دلم لبریز عشق و درد وداغه مثال شاخه ها ی زرد باغه شبیه شبنم  وبرگ درختان گل اشکم به صحرا چلچراغه … دلم هر گز ...

طلعت خیاط پیشه

دیشب میان ِ اشک و آه

دیشب میان ِ اشک و آه هی با تو می کردم دعا ای ربّنای عاشقی کی میکنی ما را صدا ؟ امتیاز این کاربر 3957 ...

علی رضا مفتخرزاده

بی تابی

آشوبم و بی تاب جاری شدم از اشک همچون رودی بر سیلاب! امتیاز این کاربر 137 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب ...

نرگس بهارلویی

مثنوی دل

گفتم ای ساقی که حسرت میکشم خواری و رنج و مذلت میکشم گفت مار ا باز هم نشناختی بازی عشق و محبت باختی گفتمش من ...

سعید خرسند کاظمی

برف

وقتی شروع شد به باریدن تو فکر رفتم بارون و سوز سرما وای به حال کودک کار اشک اسمان میبارد و تنپوش سفید خیابان رو ...

نرگس بهارلویی

دربه درم

بعد تو مثل غباری به جهان در به درم تو مپرس از من غمگین که چه آمد به سرم زندگی خط موازی شد و من ...

احمد علی ایرانپور

همهمه شهر

این یکی از این سو آن یکی از آن سو دگری از کوچه در دل تاریکی شور و غوغا ست به پا مرد و زن ...

عنایت اله کرمی

هوس باره

دیروزکه مفتون تو بودم نگرفتی دیوانه و مجنون تو بودم نگرفتی هنگام جوانی سر و پر کنده فسرده در چنبر افسون تو بودم نگرفتی حالاکه ...

علی محمد برادران

یاد پدر

دانه ای در خاک وآبم داداو ریشه کردم آب و نانم داداو تاکه چشمانم به دنیابازشد سایه بانی برسرایم داداو رنج وسختی رابه جانش می ...

علی محمد برادران

آخرین بیت غزل

می شود گاهی به قاب چشم تو زندان شوم زان به بعدش شاهباز قصه رندان شوم می شوددرآسمان قلب من نوری دهی زخمه ای بر ...

علی محمد برادران

شب نشینی باخدا

می شود یک شب مرا مهمان درعرشت کنی رو به رویت دست بر زانو و در فرشت کنی می چکد هرشب زچشمانم زعشقت اشک شوق ...

ناصر یوسف نژاد

تبعید

در شاعرانگی خودم خیمه می زنم بر گرد خیمه از غم خود پیله می تنم ای سایه ای که نقش زمین می شوی ببین این ...

موسی عباسی مقدم

جان کندنم برروی زانوی تو خوب است

دست از دلم بردار ابروی تو خوب است آن چشمهای خیس جادوی تو خوب است وقتی که می خوانم غزلهای لبم را همراه باآواز جاروی ...

تردید

بگذر امشب از گناه عاشقان

ساقی امشب بشنو آه عاشقان بگذر امشب از گناه عاشقان باطن دل حاصلی جز خون ندید اشک پرخون شد نگاه عاشقان راه ما دشوار گشت ...

احمد علی ایرانپور

دشت آهو

در دشت ماندنی بود خیز قشنگ آهو در جام دیدنی بود طرد و شراب و تاهو گاهی به دست صیاد پروانه آب میخورد زیبایی درختان ...

بهنام پورانی

تاوان عشق

توو هر عکسی که میبینم منو تو دور شدیم از هم دیگه این دست عکاس نیست تو دور بودی از اون اول با من میخندیدی ...

بهنام پورانی

رد پا …

من این شعرارو میخونم شاید فاصله ها کم شه دیگه خستم از این شعرامیخوام دلتنگیام کم شه توو دنیای منه عاشق چقدر جای تو خالیه ...

سعید خرسند کاظمی

شنیدم + فایل صوتی

شنیدم یکی مثل منو دوست داری شبا به عشق رویاهاش میخوابی بی قراری میکنی از ندیدنش شهلا میکنی چشماتو از دیدنش شنیدم باز عاشق شدی ...

الهه معین زاده

در من

در من هر روز زنی متولد می شود که با اشک هایش یکی یکی آرزوهایش را دفن می کند. امتیاز این کاربر 100 و از ...

سعید خرسند کاظمی

هنوزم جات خالیه پیشم

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست … تا بدانی نبودنت آزارم می دهد … لمس کن نوشته ...

محمد محسن خادم پور

عبور از لایه ها

یک شب نشد که بیاد تو سر کنم بر لایه های وجودم اثر کنم فرصت دهم به دلم تا به روشنی اشکی بریزد وُ این ...

نادر ابراهیمیان

اشک

حتی اگر اشک بمیرد چشمانت طلوع نمی کند چه تنهاست چشمانم امتیاز این کاربر 4043 و از اعضای برتر می باشد با 779 دیدگاه ebrahimi ...

آمنه نقدی پور

اربعین اشک

چهل روز از شیونت رفته و چهل بار مردم واسه غربتت هزار ساله رفتی و من باز هم، قسم می خورم مرد روو غیرتت واسه ...

منصور دادمند

شاهرخ

بیا ای عشق دم به دم با هم دم زنیم با هم قدم بر راه دل زنیم از جور دوران شرح داستان زنیم جدائی ها ...

Top