آرشیو برچسب : بیمار

بتول قلمی

پرستار

پرستار  شب  همه  خواب و  تو  بیدار همه  غم  می خورند اما تو  غمخوار تنت  خسته  و دستا نت به   بیمار چه  روزی را  زدند  ...

موسی عباسی مقدم

بیمار ولاغر می شوم …

بیمار ولاغر می شوم لاغرتر از مویی وقتی که قلبم می شود بیتاب هندویی باکی ندارم دیگر از شمشیر ابرویش وقتی که رنجم می دهد ...

بتول قلمی

مرگ من هر دم کند فریادها

مرگ من هر دم کند فریادها. خانه من می شود پر از صدا. شاید ازافسانه ها راحت شوم . شاید از دردانه ها راحت شوم. ...

فرنگیس رزمی نژاد

باور کن…

باور کن… خداوند آدمها رابیمار نیافریده. آدمها همدیگر را بیمار می کنند. بایک انتقاد بیجا… یک نگاه طوفانی… شیشه پنجره دلی شکسته می شود… دیگر ...

عنایت اله کرمی

عاشق وفادار

ای ماه روی محبوب دست از کرشمه بردار خالی مکن دلت را از مهراین خطاکار با بوی دامن تو من شاد و با نشاطم از ...

علی روح افزا

غزل میگویم

هر شب از چشمِ تــــو ای ماه ، غزل میگویم خستـــه ام آمــــــده از راه ، غـــــزل میگویم بیخبر از خــــودم و بــا خبـــر از ...

تردید

رسم

از عشق تو در دام جنون می لغزم بی عشق به دریاچه ی خون می لغزم ای یار چه باشی و نباشی اکنون از قالب ...

شیدا لواساني

بیماری عشق

بازهم شبها ودلـــــداری عشق دل اسیر و محــــو بیماری عشق کی برآید صبح وغمخواری عشق کی به پا یا ن میرسد زاری عشق امتیاز این ...

حامد احمدی

ترانه خداحافظ

خداحافظ بگو وقتی، دلت جای دیگه گیره اگه می ری برو اما نگو این دسته تقدیره دارم دق میکنم کم کم برو حالم پریشونه به ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

بیمار

در این بادی رسان یارب تو یک ساقی که از این تشنگی هستم کمی شاکی وجودم تحت درمان است دهد یک قطره ی آبی بنوشم ...

Top