آرشیو برچسب : تو

موسی عباسی مقدم

تو رادر کوچه های بمب و دود و آه گم کردم

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها ...

علی رضا مفتخرزاده

تنها قدم زدم…

تنها قدم زدم با خودم! با هر قدم به تو نزدیک و نزدیک تر شدم…! امتیاز این کاربر 137 و از اعضای دارای امتیاز کمتر ...

فضل علی

بی تو بودن

بی تو این دریا کجا تخت روان هر دم این طوفان کجا دارم توان هر تحملِ غم، گزافی بیش نی بی تو بودن هیچ، راهی ...

پویا عزیزی

با توام

با توام ای شریک قدیمی ای سرگردان من ای شبهایت تا سحر ترس تا سپیده کور ای صبحهایت تا غروب منفور با توام ای با ...

بهنام پورانی

من و تو

شبهایی که میخوابی با خواب تو میمیرم چادر به سرت ننداز من ماه نمیبینم دستم دو بغل خواهش از حافظ شیرازیست فالی ز میان انداز ...

امید

یاد تو

آنقدر شعر بگوییم که تو آیی پیشم. پیش سرباز و رخت لحظه به لحظه کیشم. شاه شطرنج منی،با رخ ماهت چه کنم. هر چه کردم ...

الهه معین زاده

به نام « تو »

روزهای سرد روزهای سراسر تکرار و سرد با التهاب دردی کهنه که انتظار زاییدن مرگ را با خود می کِشد به دوش. وقتی تمام نام ...

سعید خرسند کاظمی

با تو

در من کوچه هاییست که با تو … سفرهاییست که با تو … روزهاییست که با تو … شبهاییست که با تو … عاشقانه هاییست ...

یعقوب فغفوری

بی تو..

روزگارم را ز یادت پر شدم.. بی تومن با غصه ها دمخور شدم. انچه را کردم طلب هستی نداد.. بی تو می با یک حلب ...

سعید خرسند کاظمی

سه نقطه ( … )

این شعرها بروند به جهنم وقتی تو نیستی نقطه سر خط بزاری … سه نقطه شده تمام دلنوشته هام , ای کاش زندگیم به قشنگی ...

آرزو نوری

درباره تو

دلتنگی شبیه تو نیست گاه و بی گاه در می زند هر جا دلش خواست می نشیند و با حسادت عجیبی درباره تو حرف می ...

الهه معین زاده

دور از تو

دور از تو و رویای تو دنیای من افسرد آن شب که گفتی می روم قلبم چو گل پژمرد با رفتنت ای نازنین دردی به ...

آنیا

کجایی تو

کجایی تو؟ خیابان خلوت است. آسمان آرام است. پروانه ها قبراق… کجایی تو! خیابان منتظر است. آسمان ابری است. پروانه ها سرگردان… امتیاز این کاربر ...

سعید محلوجیان

یک واژه ی کوچک

فکر کردیم عالمان یونان باستان در مورد دیدن چقدر بی سواد بوده اند: “نور از دیدگان به عالم تابیده می شود و بازتاب آن دوباره ...

ستاره امیدی

تمام تو…

نیایش دستان غریب کوچکت را می خواهم و می دانم برانگیخته ایست بی گناه و رسوایی آتشین لبانت را می خواهم هنگام شکوفه شب و ...

روكسانا مدبر

با من چه کردی

هرکجا می نگرم تو را می بینم به هرچه فکر می کنم باز هم توئی تو با من چه کردی که مرا حجاب خودت ساخته ...

شهریار شفیعی

مردی با شعرهایش خودکشی کرد

پُرم از حسی نا مانوس پُر از حرف‌های سرگردان به دنبال راهی به سوی تو و بی‌شک جان خواهم داد میان این واژه‌های بیگانه در ...

فائزه

تو را دارم ، تو را دارم ، تو را ، تو

تو را دارم ، تو را دارم ، تو را ، تو دمم باز ار شود هر لحظه با تو مرا عشقت نهاد است و ...

Top