آرشیو برچسب : خدا

فرشاد خدائی

می شود جام می و معشوق در سجاده باشد …

می شود جام می و معشوق در سجاده باشد در نمازت بوسه ی معشوق و جام باده باشد خوب می شد در پی تکبیرة الاحرام ...

فرشاد خدائی

ارتباط با خدا

مگر این خلقت عالم به خدا ربط ندارد؟ یا همین خلقت آدم به خدا ربط ندارد؟ رفتن و آمدن من که فقط دست خداست نحوه ...

فرشاد خدائی

همراهم بیا

(هر چه داری بگذر و بگذار و همراهم بیا) بگذر از دیروز لاکردار و همراهم بیا جز من و تو خوب من اینجا کسی همراه ...

سید مجید

بنده عاصی خداوندم

بنده عاصی خداوندم مثل زندانیان دربندم داغ هجران به سینه ام مانده کوه دردم اگرچه میخندم امتیاز این کاربر 736 و از اعضای عادی می ...

بتول قلمی

روزی

روزی که رسد روزی تواز درو دربند هرلحظه مکن ناز و بکن شکر خداوند گر شمع وجودی به تو داده رضا باش در لحظه مگو ...

بتول قلمی

دل سرا پرده ی محبت اوست

دل سرا پرده ی محبت اوست دیده زنجیره دار طلعت اوست در بیا بان آبها جاریست این جهان زیر بار منت اوست پر طاووس و ...

حسین میر قاسمی

گله مند

یا رب بنما کرم تو گاهی با گوشهٔ چشم چپ نگاهی آنسان که گذشتی از مرادم بگذر ز خطا و هر گناهی هرجا قدمی به ...

خدامراد شفیعی سامانی

ای به چشم پنهان ودردل جاودان

ای به چشم پنهان و دردل جاودان ازتواینگونه دوگیتی شد عیان ازتوموجود و جهان گشته پدید این دوهستی ازتو و ما در گمان عقل نمی ...

حسین میر قاسمی

شاه و گدا

روزگاری دور سلطانی علیم نام اومحمود،درگاهش عظیم تحت فرمانش همه پیر و جوان شهرتش آوازه در گرد جهان شد نشیمن درگهش جفتی گدا نیت و ...

سید مجید

تا خدا هست و خدایی میکند

تا خدا هست و خدایی میکند از من و تو دلربایی میکند پادشاه عالم است و بیگمان از همه مشکل گشایی میکند امتیاز این کاربر ...

الهام گنج خانلو

هوای شهر مسمومه

هوای شهر مسمومه داره تزویر میباره یکی تویه زباله ها خزیده زارو بیماره یه زن مخفی شده زیر نقاب رنگ وبی رنگی یه بچه کرده ...

حسین میر قاسمی

توبه

زندگی جز ٔقسمت و تقدیر نیست بی نصیب ازسختی و تعزیر نیست ابتدا جولانگه مقصود ماست انتهایش قابل تغییر نیست بی شک از ما هر ...

سید مجید

چشم و دستت را چرا اینگونه پرپر کرده ای ؟

چشم و دستت را چرا اینگونه پرپر کرده ای ؟ تو هنرمندی که با این دردها سرکرده ای جان شیرینت برای ما به تلخی زخم ...

حسین میر قاسمی

رسم عبادت

در کهن پیغمبری با ادعا قله هاپیموده باعزم دعا ترک خویشان کرده هم ترک دیار تا که شاید گشته بر دیدار یار شدبدور ازشهروشددور ازحریم ...

حسین میر قاسمی

معبود

به نام خدایی که برگٍل دمید و زان گٍل بیاورد آدم پدید خدایی که از آب ناپاک خلق تمیز و طهیر و نحیف آفرید خداوندگاری ...

سید مجید

در نهر نماز شستشو خواهم کرد

در نهر نماز شستشو خواهم کرد با حضرت دوست گفتگو خواهم کرد من گمشده ام میان تاریکیها در اوج نیاز جستجو خواهم کرد هر چند ...

مدیر شعر دو

لینک به همه اشعار مذهبی …

با سلام و احترام : در این پست سعی ما بر آن بوده که همه مطالب با تگ مذهبی که دارای مضامین و موضوعات مذهبی ...

عنایت اله کرمی

فصل نادانی

جهان دوباره گرفتارفصل نادانیست سپهر حرمت انسان دوباره بارانیست دوباره دست زمین راه آسمان را بست دوباره چشم خدااز زمانه گریان است دوباره عهد جهالت ...

حسین میر قاسمی

ایمان

گر خدارا چترخود دانی چه باک آسمان بارد چه باران وچه خاک ور تو را شیطان نماید رهبری رانده شی از جنت ویزدان پاک امتیاز ...

سعید خرسند کاظمی

برف

وقتی شروع شد به باریدن تو فکر رفتم بارون و سوز سرما وای به حال کودک کار اشک اسمان میبارد و تنپوش سفید خیابان رو ...

علی روح افزا

یکی بود یکی نبود

یه روزی بدنبال خدا بودم از تمـوم بـدیـها جـدا بودم من بــودم ، خدا بــود و چه جایی بود زیر گنبد کبود ، کبود نبود ...

منصور دادمند

خانه عشق

خانه ای میسازم به جود و مهرو بخشش که بر گنبدش کبوتر عشق پرواز کند مرا مست وهست به شنیدن نام خدا کند در میخانه ...

علی روح افزا

دلبران

دلبــــران گـاهـی چــــو گیســـو را معطــر می کنند خــــونِ دل در سیـنـه هـــا ماننـد خنـجـــر می کنند زاهــدان جــام ریــا از نـــو بـه سـاغـــر می ...

بهنام پورانی

تو خود خدایی

ببین دنیارو پاشوندی تو حال خواب و بیداری همه دنیا تو دستاته تو دنیارو تو دست داری یه دنیا اشک میریزه هوا بارونیه امشب بگو ...

فضل علی

مناجات نامه

الهی پناهی تو هر بی پناهی امانم ده این گونه در بی پناهی الهی تو درمان گری روح من را تو تنها معطر کنی هر ...

عنایت اله کرمی

عزیز من

چرا نظر به حال خرابم نمی کنی چرا مرا به هیچ حسابم نمی کنی چرامرا به حال خودم وا نهاده ای چطور نگاه به دل ...

نرگس بهارلویی

به نام خداوند

به نام خداوند عشق و یقین به یکتا نگارین ماه و زمین به آنکه درونم نهاده ست دل به منت بفرمود و جان داده گل ...

علی محمد برادران

سرّ وجود

دریافتم که من تویی ترکت نمی کنم ازاین دل شکسته جدایت نمی کنم آن غایتی مرا تو بگو بحر بیکران جز غرق عشق فکر و ...

علی محمد برادران

شب نشینی باخدا

می شود یک شب مرا مهمان درعرشت کنی رو به رویت دست بر زانو و در فرشت کنی می چکد هرشب زچشمانم زعشقت اشک شوق ...

Top