آرشیو برچسب : دختر

بتول قلمی

دختر از عاشقییت من که گرفتار شدم.

دختر از عاشقییت من که گرفتار شدم. شعرتو مست نمودم وخریدار شدم. صبحدم شعر تو خواندم چقدرشاد شدم. خواب بودم زنوای تو که بیدار شدم. ...

حسین میر قاسمی

گرفتم همسری ناب …

گرفتم همسری ناب از ولایت مدیر و مهربان و با قناعت شریک سرد و گرم و تلخ و شیرین به دورم گشته هم بالا و ...

موسی عباسی مقدم

با روسری زیبا تری

مثل بعضی ها توهم با روسری زیبا تری چاق نه بین رژیم لاغری زیباتری غیر من با هیچکس توی خیابان دل نبند در خبابانها که ...

پویا عزیزی

ﻛﻮ ؟ ﻛﺠﺎﺳﺖ

ﻛﻮ, ﻛﺠﺎﺳﺖ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﻲ ﮔﻔﺖ ‫ﺁﻥ ﺩﻡ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﻲ ﻣﺮﺩ ‫ﺧﺪا ﺭا ‫ﻳﺎﺩ ﺧﻮاﻫﻲ ﻛﺮﺩ ‫ﭼﻪ ﺣﺠﻢ ﻧﺤﻴﻔﻲ اﺳﺖ ﻣﺮﺩﻥ ‫ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﻛﻮﭼﻪ ﭘﺮﺳﻪ ...

موسی عباسی مقدم

ماه صفر یا رمضان بود

آری گل من ماه صفر یا رمضان بود آن ماه که زیبایی او در نوسان بود از دورییش آلزایمرییم یاد ندارم آن حرف که اوگفت ...

آرزو نوری

عروس

چیزی نگو پدر کسی نپرسیده سرچشمه زولا کجاست یا آنسوی گردنه چه برفی مانده؟ سیگارهای بهمن‌ات را بکش و بی‌حرف پیش نگاهم کن دختری که ...

عنایت اله کرمی

زیر صفر بی خبری

واژه های شکسته درحسرت قل قل آخرین رگ غیرت دست های سیاه بدنامی دختر سر به زیر بی طاقت کرسی سرد ، بی زغال ، ...

آرزو نوری

گهواره

شکست گهواره بی‌آن که تاب بخورد مادر درون خانه پوسید دختر بیرون خانه! امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد ...

علی محمد برادران

منشور اخلاقی کورش

کودکی هستم من از ایران زمین سرزمینی جای مانده روی مین درنشستی صحبت از اخلاق بود مردمانی تشنه وخلاق بود بی بضاعت کودکم عیبم نکن ...

سلدا

زمستان است …

زمستان است، گریه می کند دلم به آن چهار ساله ای که خنده هایش پاره شد به گرگی که پول بخیه هایش چاره شد پدرش ...

سجاد صادقی

دانشجو

خار بودم خواستم تا گل کنم خوشبو شوم درس خواندم تا که شاید با کسان همسو شوم جوجه اردک بودم و زشت شبیه قصه ها ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

عطر سیب ها و لیموها

تشنگی میراثِ جاودانه یشان بود و انکار - دستِ بی کفایتِ زشت - سست می نمود و حقیر. - پسران چشمِ فریادهای ناگو را در ...

فائزه

دیدم تو را …

دیدم تو را دیدم ولی یک دید کافی نیست خب قلب من توری،الک یا اینکه صافی نیست میبینمت اما زمانی ک نمیخواهم سربازِ برگشته که ...

ناصر یوسف نژاد

پنج شنبه …

به قهر می روی و قهر سایه ی مرگ است وجود سایه دلیل نمردن برگ است جدایی از سر یک شاخه خاله بازی نیست که ...

بهنام پورانی

شهره ی شهر

شهره ی شهر که شدی ، عکسات تو اینستا پخش شدن مردم شهر همگی واسه ی تو بسیج شدن دل میبردی از منو از بچه ...

میثم سمیع زاده

پارودی بر ترانۀ “تصور کن” یغما گلرویی

تصور کن..اگه حتی تصور کردنش سخته جهانی رو که هر نی نی تو اون خوشبخت خوشبخته جهانی که توش آمپول و پماد و پودر و ...

سایر شاعران و نویسندگان

آرزوی بر باد رفته

دخترم روزی که بدنیا آمد، فقط یک آرزو کردم!!! آرزو کردم، بزرگ که شد از من بپرسد؛ پدر جنگ چه بوده؟ زندان برای چه استفاده ...

حمیدرضا کریمی

دختر دریا

اهای تو از جنس ناله و کنایه اهای تو ای مهتابی ترین من اهای تو ای دختر دریا ، همسفر رویا اهای چشم تب کرده ...

منصور دادمند

دختر قالی باف و قلب مادر

درشبی سرد و زمستانی دختری هفت ساله وزیبا در قالی بافی هستم در قلبم فریاد میزم خسته شدم انگشت هایم زخمی شده دیگر نمی توانم ...

آنیا

دخترک

دخترک خندان و شادان مینمود، لیک در دل زخمها را میشمرد مادرش زیبا زنی و پر سخن، روز وشب با اجنبی ها گشته بود دخترک ...

بهروز حبیبی

گوهر یکدانه

ای گوهر یکدانه ام بگذار سرت بر شانه ام یکدم بیاسا در برَم ای دختر دردانه ام چشم و چراغ خانه ام چون تاج هستی ...

حمیدرضا کریمی

ناخدای شب

اهای تو از جنس ناله و کنایه اهای تو ای مهتابی ترین من اهای تو ای دختر دریا ، همسفر رویا اهای چشم تب کرده ...

آنیا

باغبان

پدرم روزی گفت: دخترم،غنچه زیبای دلم،زندگی زیبا نیست، مرگ هم نا پیداست! ساده باش ساده ببین،تو همان شاپرک خواب منی. گل من؛دختر من؛ سهم من ...

Top