آرشیو برچسب : دیده

تردید

ببخشا (تصنیف)

من امشب چون غنچه ای زردم نمی پرسی از غم و دردم به شب های دلخوشی سوگند به اشکی کز دیده آوردم به فریاد قلب ...

علی محمد برادران

وصیت

تابوت مرابه شهرعشاق برید دورازنظروبسوی آفاق برید وقتی که دلم بسوخت ، فریادزدم ؟ یک لحظه زسوگ عشق ، من داد زدم ؟ تنها نه ...

محبوبه رمضانی

شنیده ها و نگاه تو

شنیده ام نگاه تو سیاه چاله ایست کهکشانی بعضی ها هم گفته اند مثلث برمودا شاید همه اشتباه کنند … روح لرزانم اینجا منتظر در ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

به آهو دیده گانت خو گرفتم

به آهو دیده گانت خو گرفتم ولو تیغ از دم ابرو گرفتم دلم لرزید اما آن زمان که- برای معصیت بازو گرفتم امتیاز این کاربر ...

سعید محلوجیان

یک واژه ی کوچک

فکر کردیم عالمان یونان باستان در مورد دیدن چقدر بی سواد بوده اند: “نور از دیدگان به عالم تابیده می شود و بازتاب آن دوباره ...

حامد احمدی

چه کنم چاره ندارم هرگز

روزگارم سرد است دستانم پر کار پاهایم ساکن چشمانم پر اشک دیده ای بی کینه پُرِ از تکرارم نامم بی نام است شهرتم خانه بدوش ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

تهیدستم تو کردی

به آب دیده ات:مســتم تو کردی فریبنده : تهیــــدستم تو کردی به آن کوچه که چشمت خانه کرده کشیدی : دست بر دسـتم تو کردی ...

Top