آرشیو برچسب : روزی

بتول قلمی

روزی

روزی که رسد روزی تواز درو دربند هرلحظه مکن ناز و بکن شکر خداوند گر شمع وجودی به تو داده رضا باش در لحظه مگو ...

زهره فرهان

می شود روزی

می شود روزی بیاید که من بشینم روی زانویت گونه هایت روی لبهایم چشمهایم خیره بر رویت می شود صبحی شوم بیدار در میان گرمِ ...

Top