آرشیو برچسب : سنگ

فرشاد خدائی

همراهم بیا

(هر چه داری بگذر و بگذار و همراهم بیا) بگذر از دیروز لاکردار و همراهم بیا جز من و تو خوب من اینجا کسی همراه ...

میرعبدالله بدر

سنگ غم

دلم تنگست، نمیدانم چو من تنگست دلت ؟ چو غم رفتی به دل جانا، بگو سنگست دلت ؟!؟ بیا بنگر که خون شد، رفت مهرت ...

الهام گنج خانلو

زیر برف وباد وبارون

زیر برف و باد و بارون میزنم به قلب جاده هوایی شده دلم باز میشکنه بغضم چه ساده دوباره تنهای تنهام داره میمره نفسهام رفتی ...

موسی عباسی مقدم

در شام دلم گرمی پنهان بهار است

در شام دلم گرمی پنهان بهار است تصمیم دلم حمله به اهداف شرار است خوابیده به چشمان ترم سلسله عشق این عشق ولی خفته به ...

بهروز حبیبی

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام امیدوار یاری یاری نبوده ام بر سینه چون داغ شقایق نشسته است در جستجوی یار و نگاری نبوده ام ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

مُرده سنگ

در پیشِ رو ترا کوهی ست ناگریز و در پَس پامالِ دوران رسیده ها . خویش را خلاصه می نهی در بَندی به کوه بَند، ...

علی محمد برادران

وصیت

تابوت مرابه شهرعشاق برید دورازنظروبسوی آفاق برید وقتی که دلم بسوخت ، فریادزدم ؟ یک لحظه زسوگ عشق ، من داد زدم ؟ تنها نه ...

احمد علی ایرانپور

کم کمک

کم کمک یخ باز شد سختی شکست روزگار مرده رفت و نغمه ها بر دل نشست کم کمک خورشید و ماه ار نو هویدا میشود ...

علی روح افزا

کوه غم

چون روح شدم ای جان ، فارغ از بدن بودم بلبلی شدم شیدا ، خسته در چمن بودم کوه اگر بود سنگی ، کَندَنش بود ...

محبوبه رمضانی

مترسک روزگار

کاش میتوانستم شرح دلم را مبسوط مینوشتم. کاش میتوانستم کلماتی را کنار هم بگذارم که دقیقا همان حس دلم را بگوید؛ کاش ب بیراهه نرود ...

رضا وفایی نژاد

به امید آمده بودم

دل شکستن هنری هست که زیبا داری بهر بشکستن دلها ید طولی داری به امید آمده بودم لب میخانه شوق سنگ بر جام زدی و ...

شیدا لواساني

خوشا عاشق

خوشا عاشق که اوبیزار جنگ است همیشه عاری از هرنام ننگ است دل او نی دگر مانند سنگ است برایش کل عالم تنگ تنگ است ...

عنایت اله کرمی

شیشه و سنگ

سنگی به شیشه گفت ای آبگینۀ قشنگ آیا تو هیچ لحظه ای کرده ای درنگ روزی اگر من به تنت ضربه ای زنم عمرت شود ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

این نفرتو از مــن نگیر طاقـت ندارم

این نفرتو از مــن نگیر طاقـت ندارم دارم برایت نامــه ای پاکـــت ندارم دیوارمان بالا گـرفت ، بــرگـرد گـَـز کن اخـلاق گنــــدت را بیا یک ...

فرنگیس رزمی نژاد

لطمه ها

بر سر قبرم نشین، بر روی سنگ شعری از دل گو،تو زیبا و قشنگ آنکه خفته زیرِ خرواری زِ خاک لطمه ها دید از جهان ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

دل سنگ و لب لعلت دو آواز

دل سنگ و لب لعلت دو آواز دلت در انتها ، لعلت در آغاز چه اندازه دو چشمت فاز دارد کمی این فاز و نول ...

آرزو نوری

مرز

با اینکه عاشقانه تو را دوست داشتم دیگر به گفته های تو ایمان نداشتم صد بار آمدی که بگویی فقط مرا هر بار روی صورتکم ...

منصور دادمند

گل سنگ

تو همه خاطره هامی گل من تو همه عشق وشفایی بر من سرد و غمگین مشو از دل من منم آن پروانه رقصان بر شمع ...

منصور دادمند

عشق

آخر ای عشق ندانم چرا سنگ به رخسارم می زنی به جوابت سنگ به خود و آن می زنی عشق بی درد را آتش بر ...

صفورا یال وردی

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد قهوه و شعر و خیال ِ تو و ...

میترا خان آبادی

بازی شاید ، دوباره ، هرگز

زنی در من ، هر شب پرسه زنان، میان بازی” شاید ، دوباره ، هرگز ” پی ِ قناری ساده و معصومی می گردد که ...

اکبر شیرازی

خداوندا چرا ؟

خداوندا چرا هرجا که سنگ است دقیقاً در مسیر پای لنگ است چرا دنیای لاکردار بدذات همیشه با منِ مسکین به جنگ است کند یارم ...

Top