آرشیو برچسب : شراب

عنایت اله کرمی

بگیرفقط

بیا زحالِ دلم یک نشان بگیر فقط بهانه را ز کفِ این و آن بگیر فقط بیا به جذبۀ پر پیچ و تابِ زلفانت سلاحِ ...

اسی

آتش

تا عاقلی اندیشه کن چون عشق کورت می کند از خانه و از آشیان آهسته دورت میکند این راه را کی میتوان با چشم نابینا ...

عنایت اله کرمی

چه می خواهی

توقصرقلب مرا چون خرابه کردی رفت ازین خرابۀ بی سقف و در چه می خواهی تمام بال و پرم را شقاوت آتش زد ازین پرندۀ ...

علی محمد برادران

تاروپود باز

آمدم یک بار دیگر حلقه برگوشم کنی ازشراب وصل خود آنگونه مدهوشم کنی کاروان زندگی افتان وخیزان میرود عمرمااندر پی اش باصد شتابان میرود ازحساب ...

تردید

هفت شین

ساقی بیا شهدی رسان بهر شفا دلتنگ را در ساغرم قدری فشان آن آب آتش رنگ را شهد و شراب و شاهد و شیرینی و ...

طلعت خیاط پیشه

طغیان غزل

بر درِ ِعشق ِتو با دست ِغزل در بزنم یا نزنم؟ به سراپرده ی گلریز ِ تنت سر بزنم یانزنم بوسه باران بکنم روی تو ...

سلدا

دگر نمیرسم به تو قصه تمام میشود

دگر نمیرسم به تو قصه تمام میشود شراب صد ساله دل بی تو حرام میشود اگر چه لحظه های من به پای تو تباه شد ...

عنایت اله کرمی

نقض عاشقی

درآسمان هستی من یک ستاره نیست مانند قسط ، که بر در دارالعماره نیست حرف و سخن چه مزرع لم یزرعی شده این شوره زار ...

عنایت اله کرمی

حرفی بزن که جان و دلم را صفا دهد

حرفی بزن که جان و دلم را صفا دهد کاری بکن که رنگ و بویی از وفا دهد جایی ببر مرا که هوایش گرفته نیست ...

علی محمد برادران

عهدجوانی

چشمان توآلوده ترازجام شراب است با ناز نگاه تودلم مست وخراب است گر باز ببینم رخ وسیمای دل افروز این دیده چنان ابر بهاری پرآب ...

تردید

هوای نفس ببین و فریب نام تصوّف

هوای نفس ببین و فریب نام تصوف کجا به عقل درآید شکار دام تصوف به گاه کشتن فکرت ندای جهل درآید فریب و جهل نباشد ...

سعید خرسند کاظمی

مِی پرست – ۱

باده خورده ام و می پرستم زین جهان دگر ندارم امیدی درست نشسته در کوچه روی خاکهای گذر به مردم رهگذر کوچه خیره بودم نگاهم ...

احمد علی ایرانپور

دشت آهو

در دشت ماندنی بود خیز قشنگ آهو در جام دیدنی بود طرد و شراب و تاهو گاهی به دست صیاد پروانه آب میخورد زیبایی درختان ...

تردید

در قدر ما رقم زد رسوایی و شقاوت

ساقی بده شرابی تا در نهان بنوشم خواهی نهان ننوشم گو تا عیان بنوشم در جان چه آتشی زد کز سر زبانه افتاد آتش ز ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

با یاد و خا طرات تو گفتگو کنم

با یاد و خا طرات تو گفتگو کنم دل را اسیر مکتب تار مو کنم دیدم نگاه لایق درخوری اگر چشمم به خانه چشم تو ...

تردید

شاهد قدس

ساقی امشب بده زان کهنه شرابی که مراست مطرب امشب بزن آن چنگ و ربابی که مراست ساقیا جرعه دوا کن به دل پر دردم ...

احمد علی ایرانپور

توبه

شبی کردم خیال توبه ای سخت ز هر دلبستگی بستم زهی رخت بریدم بند هر وابستگی را زجا کندم نهال ‏‎ ‎بستگی را دریدم ناگهان ...

بهنام پورانی

شب

ای جانا جانی امشب به فدا کن. عشق امده باد و باران را زیاد کن. تا جان شود امشب به فدای خدایان. مجنون و لیلی ...

بهنام پورانی

من ، انسان

جامی برای شراب شرابی برای کیف کیفی برای آرامش آرامشی برای مغز مغزی برای بدن بدنی برای قلب قلبی برای روح روحی برای خدا خدایی ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

این جام پر از شراب را تقدیمت

این جام پر از شراب را تقدیمت این مزه : علی الحساب را تقدیمت تا نوش کنی شراب را با مَزّه این سیخ پر از ...

میترا خان آبادی

مست می شوی

خوابهای نیمه کاره ام را زیر تاک باغچه خواهم کاشت انگور ِنگاهم را در خُم دلت ، می خوابانم روزی چند، زانوی شکیبایی را در ...

طلعت خیاط پیشه

شب را شکسته ام

تو انعکاس روشن نوری میان آب تو انبساط واژه ی عشقی چنان شباب باید برای خنده ی تو یک غزل سرود حتی میان رَستن رنگین ...

بابک چترایی

سنگ و شیشه!

کجایی تو ای عشق در دل نهانی کجایی تو، رویای شور جوانی نشد باورم یک نفس دوری ازتو کجایی تو سرچشمه ی مهربانی تو ای ...

میترا خان آبادی

خاطرات تو

یک نیمه شب زشت زمستانی من بودم و سایه هایی مغشوش کمی شعر بود اندکی شعور و جامی شراب یک پنجره ی شب زده و ...

Top