آرشیو برچسب : شوق

میرعبدالله بدر

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من از عشق تو گرم است تمام بدن من قربان نگاه تو کنم هردو جهانم با تیر ...

فضل علی

سوختم

چون شهابی من کنارت سوختم صبح گاهان با حصارت سوختم در حصاری، ناهماهنگی طنین با اوازه گوشوارت سوختم با اغوشی باز هر سوزی سفر عشق ...

محمد فلاح

از من فرار کن

من یک سرود زشتم از من فرار کن بیگانه با بهشتم از من فرار کن در روزمرگی خود تکرار می شوم تسلیم سر نوشتم از ...

تردید

برهنه کن سلاح را چه حاجت از غلاف شد

حدیث شوق عاشقان بهانه ی طواف شد طواف خانه ی خدا حکایتی گزاف شد نگاه خیل عاشقان به سوی کعبه ی خدا بسان مرغ خسته ...

روكسانا مدبر

بهترین لحظه ی یک شاعر خیس

پاییز برگ ریز از سمت جالیز سر بدر آورد و ما “همچنان خیس ز شوق باران” ابری از آنسوی رعد از خدا گیرد نشان که ...

طلعت خیاط پیشه

همسفر چلچله ها

می چکد قند و عسل از لب ِ شیرین شکرت مانده ام پشت ِ دری بسته بشوق ِ گذرت گرچه درغربت وغمها شده ای خانه ...

پارمیدا نیابی

صدایم کن

صدایم کن که گریانم به دامت من گرفتارم تو رفتی چشم دل بستی و دوری شد سزاوارم نمی دانم گمت کردم و یا هی گم ...

طلعت خیاط پیشه

می کشم عذاب

تو انعکاس ِ روشن نوری میان ِ آب تو انبساط ِ واژه ی عشقی چو آفتاب باید برای خنده ی تو یک غزل سرود حتی ...

حامد احمدی

اذن دخول

گر بشنوی زِ نبودِ من، سخن نگو کجاست گر رسیدی به مزارِ من گریه نکن خطاست دگر به این عالم خاکی برون نمی آیم تبارک ...

طلعت خیاط پیشه

کهکشان عشق تو

به اشتیاق ِعشق ِتو به هر دری که سر زدم صلای عشق و عاشقی بشوق ِبال و پر زدم همیشه خوانده ای مرا به آن ...

محدثه عاشور پور

برف زمان

یادم هست روزی را که با قلم شوق روی قلبم نوشتم: ” دوستت دارم ! ” حالا که می خوانمش: ” دوستت دارم ؟ ” ...

طلعت خیاط پیشه

شب را شکسته ام

تو انعکاس روشن نوری میان آب تو انبساط واژه ی عشقی چنان شباب باید برای خنده ی تو یک غزل سرود حتی میان رَستن رنگین ...

حسین علی دلجویی

تقصیر روستایی ساده دلم چه بود؟

گیرم نبرده ای تو ز خاطر قرارمان گیرم که پا بجاست هنوزم مدارمان اما بگوعزیز در این فصل های سرد بوی خزان گرفته چرا پس ...

Top