آرشیو برچسب : عاشقانه

بتول قلمی

سجاده محبت

(ای غایب ازنظر به خدا می سپارمت جانم بسوختی وبه دل دوستدارمت) * تا در سفر بشوم خاک پا ی تو باور بکن زدل وجان ...

مسعود کاویانی

دوری از تو

چشمای این پنجره تو چشمای خیس منه اه سرد قلب تنهام این سکوت مبشکنه یاد تو می افتم و میرم تا مرز بی کسی کافیه ...

مسعود کاویانی

خاطره

کوله باری از یه دنیا خاطره رو دوشمه کادوی اخر همونی که همش میپوشمه رفتی و درد و غم و حسرت فقط همخونمه عکسای با ...

مسعود کاویانی

همخونه

روی احساسم غرورت داعما خط میکشه عشقتو هر روز و هر لحظه تو قلبم میکشه با سکوتت این روزا دنیامو اتیش میزنی حالمو میبینی و ...

بهنام پورانی

سرسپرده

سر سپرده ام به دستهایت خفته ی در جهان زیبایی دست دراز کردی به بالینم جادوی مستِ عصر قاجاری سخت ترین جای استخوانم را با ...

میترا خان آبادی

و عشق

و عشق می گویند بی محابا می تازد برهجوم فاصله ها یی که سیاهند یا جیبهایی که سرانگشتان نازکت را در بی رحمی خاموش تنهایی ...

موسی عباسی مقدم

من تورا می خواهم …

من تورا می خواهم آری چشمها هم بر درند خون وآتش در میان بستر خاکسترند صورتم از دوری واز زور غم خاکستر ی است سینه ...

میرعبدالله بدر

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من از عشق تو گرم است تمام بدن من قربان نگاه تو کنم هردو جهانم با تیر ...

رضا وفایی نژاد

نصیبم نیستی اما …

نصیبم نیستی اما قراری با دلم دارم که یک روز بهارانی و در یک صبح بارانی تو را مهمان باغ شهر رویا های شیرین دلم ...

حسین میر قاسمی

گرفتم همسری ناب …

گرفتم همسری ناب از ولایت مدیر و مهربان و با قناعت شریک سرد و گرم و تلخ و شیرین به دورم گشته هم بالا و ...

بتول قلمی

به خاطر تو

قدراین خسته به جز حلقه و زنجیر نبود. هد فم درد و جهان حیله و تزویر نبود. پاکبازی که به یک ناله ی مر غی ...

محبوبه رمضانی

منم ابر بهاری رو سر شهر

منم ابر بهاری رو سر شهر نگاهم مات تقدیر دوتامون میبارم رو سرت اما چه فایده زمین و آسمون کرده جدامون نه راهی تا دوباره ...

اسماعیل سعیدی منش

آغاز تو

آغاز تو پایان هر چه زمستان و زندگیست دستهایت را به من بده شاید درختهای تناور قبل از دمیدن باران شعله ور شوند شاید ستاره ...

الهام گنج خانلو

عکسی که سلفی گرفتیم

عکسی که سلفی گرفتیم جلو چشمامه همیشه موهامو کردی پریشون گفتی بی تو نه نمیشه سرته به رویه شونم چه غریبه این نگاهت یادمه گفتی ...

علی محمد برادران

در انتظار آمدنت , عمری دویده ام

در انتظار آمدنت , عمری دویده ام خون می چکد زچشم دل ونور دیده ام چون بچه ماهی ام که به تور تو شداسیر غافل ...

اسماعیل سعیدی منش

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم انگار از عشق تو از احساس لبریزم وقتی نگاهت دست دریا را نمی گیرد هر شب به چشمانت سکوتی ...

بهروز حبیبی

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام امیدوار یاری یاری نبوده ام بر سینه چون داغ شقایق نشسته است در جستجوی یار و نگاری نبوده ام ...

سلدا

لکنت گرفته غزل در برابرت

لکنت گرفته غزل در برابرت مانده است بین گلو شعر آخرت دیدم تو را و به ثانیه ای شدم شاگرد تنبل درس اَکابرَت یکباره زلزله ...

سایر شاعران و نویسندگان

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است

امروز یکم مهرماه هفتادمین سال تولد آقای غزل معاصر است. زنده یاد حسین منزوی مرد شیرین سخن زنجانی… برای مشاهده بیوگرافی و آثار حسین منزوی ...

نیلوفـــــر شامی

ویرانیِ بــم

قامتت مثل دماوند است، گاهی گرم و محکم گاهی اوقاتم کمی سرد و خطرناک است و مبهم موی تو مثل شبی ژرف و عمیق و ...

علی روح افزا

خوشم می آید

یـــــار از مـن ، منـم از یــار خـوشم می آید یعنی از هــــر گُــلِ بی خــــار ، خوشم می آید شد فـــراری همه عــالم ، ...

عنایت اله کرمی

سفر قندهار

دل من نوبهار می خواهد دلبری گل عذار می خواهد غزلی دلنشین وروح انگیز جمله ای سازگارمی خواهد دل من گرچه سالمند شده همدلی نو ...

فرشاد خدائی

به عزیز دور از من

یارم خبر ندارد از حال زارم امشب انگار دل بریده از من نگارم امشب شاهد شوید امشب ای غنچه های عاشق در فصل گل چگونه ...

سجاد صادقی

می میرم

با چشمک ناز همسری می میرم با شیوه ی خوب دلبری می میرم از روی علاقه ی شدید قلبی … با رنگ قشنگ روسری می ...

میثم سمیع زاده

ترانه ی زندانی

چشماتو بستی ارتشم پاشید تصمیم تو رمز شکستش بود جلاد تاتاری که دل میخورد چاقوی ابروی تو دستش بود حکم منو چشم تو امضا کرد ...

محسن رضوانی

هیس…

ایما، اشاره، با نمادی هیس گفتی انگشت بر لبها نهادی هیس گفتی لبخند، گریه، سخت مردن، جای امید بین دو حس درد و شادی هیس ...

سلدا

در زمستانت …

بس که قلبم از رسیدن خوانده است جای چشمم روی ساعت مانده است همچو برفی بارش چشمان من رد پاهای تو را پوشانده است در ...

طلعت خیاط پیشه

طغیان غزل

بر درِ ِعشق ِتو با دست ِغزل در بزنم یا نزنم؟ به سراپرده ی گلریز ِ تنت سر بزنم یانزنم بوسه باران بکنم روی تو ...

سعید خرسند کاظمی

قلب

تو که خوبه حالت… بهت فک نمیکنم.. تو خونه حبس رویا.. تنها و خسته تو خیابونا دستام تو جیبو بده حالم یه جا تکیه دادم ...

بیژن خسروی

هجرت

بیهوده میجویی مرا در شهر سیمانی من رفتم از این شهر در دوران ساسانی هر چند دوری از تو اما سخت وجانفرساست دل میکنم از ...

Top