آرشیو برچسب : فریاد

موسی عباسی مقدم

بیمار ولاغر می شوم …

بیمار ولاغر می شوم لاغرتر از مویی وقتی که قلبم می شود بیتاب هندویی باکی ندارم دیگر از شمشیر ابرویش وقتی که رنجم می دهد ...

حسین حاجی آقا

تو هم بگذر

یک وقت هایی هر چه فریاد می زنم یکی نفر می خندد بر من می پرسم چرا می گوید مگرساعت نداری می گویم چرا… چه ...

تردید

فریاد زن

می نوش از این ساغر که ما را در جنون کرد در حالت مستی مرا از من برون کرد در بیخودی فرقی میان پا و ...

عنایت اله کرمی

منشور حسین(ع)

فریاد حسین روح زمان است هنوز عشق و هدف دلشدگان است هنوز آزادگی و مردی و انصاف حسین ارزنده ترین گوهر جان است هنوز هفتاد ...

علی روح افزا

دل دیوانه

دیوانه گی ام در دلِ دیوانه نگنجد فریاد ازان مِی که به پیمانه نگنجد غمهای جهان جای بگیرد به دل آری غمهای دلم داخلِ این ...

نرگس بهارلویی

ای دل زار من اینگونه تو فریاد نکن

ای دل زار من اینگونه تو فریاد نکن برسر عدل خدا این همه بیداد نکن گرچه از عمر تورا حاصل پرباری نیست حاصل عمر مرا ...

نرگس بهارلویی

در راه کمال

در راه کمال اذن به فریاد نداری شاگردی و همراه خود استاد نداری خود می شکنی در خود واین نیز هویداست از ریشه ی خود ...

تردید

بر لب بیاور جامی ز باده

فریاد کردم از رنج این دل از آه و افغان دل را چه حاصل این رنج و فریاد از دیده آید گفتا شفیقی دیده فرو ...

فرشاد خدائی

فریاد های ناشنیده

یک عمر دویدیم و به جائی نرسیدیم با اینهمه نعمت به نوائی نرسیدیم تقدیر چنان کرد که در عین رهائی محبوس شدیم و به رهائی ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

کوک

وقتی که خوابِ ساعتِ خوابیده روی رَف* روزی دوبار به هنگام می شود و تو فریاد می زنی که:هان؟ برخواب ناز تو و خوابیده ساعتت ...

کامران صفری کرمانشاهی

هیاهوی رفتن

نمی شنود ناله ام فریادی گم میشود در بعد زمان خواهشم خیره بر زمین می کاود ذرات خاک را خمیازه فکر در اندیشه آن سادگی ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

گفتم که تضاد را خط بکشی

گفتم که تضاد را خط بکشی اطراف فساد را خط بکشی پاکیزه شوی نه اینکه با استبداد- فریاد مداد را خط بکشی امتیاز این کاربر ...

فائزه

امید

دلم بی داد و فریادت دلی بی بهره و تنگ است خودم می دانم این دنیا برایم یک غزل ننگ است تو می ترسی تو ...

Top