آرشیو برچسب : قلب

تردید

ببخشا (تصنیف)

من امشب چون غنچه ای زردم نمی پرسی از غم و دردم به شب های دلخوشی سوگند به اشکی کز دیده آوردم به فریاد قلب ...

الهام گنج خانلو

دارم خو میکنم با این ،شب وروزاهای تکراری

دارم خو میکنم با این ، شب وروزاهای تکراری دیگه گریم نمی گیره ، توخواب و تویه بیداری اما زخمم هنوز تازس ، نداره مرحمی ...

مسعود کاویانی

دوری از تو

چشمای این پنجره تو چشمای خیس منه اه سرد قلب تنهام این سکوت مبشکنه یاد تو می افتم و میرم تا مرز بی کسی کافیه ...

مسعود کاویانی

همخونه

روی احساسم غرورت داعما خط میکشه عشقتو هر روز و هر لحظه تو قلبم میکشه با سکوتت این روزا دنیامو اتیش میزنی حالمو میبینی و ...

مسعود کاویانی

دیوانه

دیونه ی موندن کنارت بودم و حالا زنجیر تنهایی منو از تو جدا کرده هر لحظه میبینم رسیدم اخر قصه هر لحظه روزای من تصویری ...

عنایت اله کرمی

صومعۀ چشمش

آنروزکه چشمانم ، بر ماهِ رُخَش وا شد تا عمق دل و جانم ، مشحون ز غوغا شد وقتی که شدم ساکن ، در صومعۀ ...

مسعود کاویانی

محال

هوات میگیره این روزا جونمو منو میبره تا ته خاطره به عکسای تو مات میمونم و محاله که یاد تو یادم بره شده زندگیم موندت ...

میرعبدالله بدر

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من از عشق تو گرم است تمام بدن من قربان نگاه تو کنم هردو جهانم با تیر ...

موسی عباسی مقدم

بیمار ولاغر می شوم …

بیمار ولاغر می شوم لاغرتر از مویی وقتی که قلبم می شود بیتاب هندویی باکی ندارم دیگر از شمشیر ابرویش وقتی که رنجم می دهد ...

بتول قلمی

تبلور نگاه تو

تبلور نگاه تو مرا چون تبصبصی حرام کرد قلمی *** تبحر ثریایی تو ثالوث قلب من است امتیاز این کاربر 573 و از اعضای عادی ...

حسین حاجی آقا

چه خطی می کشدرنج های من

چه خطی می کشدرنج های من بر قلب دردآلود تو وقتی نگاهم برقلب خط خطی توافتاد شرمنده شدم از خط های خودم امتیاز این کاربر ...

بتول قلمی

قلب من

قلب من لژ مخصوص توست امتیاز این کاربر 573 و از اعضای عادی می باشد با 97 دیدگاه ghalami اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ی ...

سعید خرسند کاظمی

شدم عین طهرون آلوده

شدم عین طهرون آلوده… دو رو برم، بنبسته تهش آزادی… چند تا پیاده رو با تو فاصله است… زیر کدامین ایستگاه مترویی… نفس کم آوردم، ...

الهام گنج خانلو

بگو کجا ترانه هام

بگو کجا ترانه هام نداره رد پای تو اشاره کن عزیز من که من بشم فدای تو بگو کجای قلب من خالیه از هوای تو ...

بهروز حبیبی

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام

هرگز در انتظار بهاری نبوده ام امیدوار یاری یاری نبوده ام بر سینه چون داغ شقایق نشسته است در جستجوی یار و نگاری نبوده ام ...

سلدا

لکنت گرفته غزل در برابرت

لکنت گرفته غزل در برابرت مانده است بین گلو شعر آخرت دیدم تو را و به ثانیه ای شدم شاگرد تنبل درس اَکابرَت یکباره زلزله ...

سید مجید

از داغ غمت چشم ترم میسوزد

از داغ غمت چشم ترم میسوزد جاری شده اشک و جگرم میسوزد یک روز تو تشنه ماندی اما آقا عمریست تمام پیکرم میسوزد آن تیر ...

علی رضا مفتخرزاده

نیستی ببینی!

نیستی ببینی در نبودن تو آسایشی نیست! آرامشی نیست! همیشه بغضی تلخ به همراه دارم اما ببین! بغضم پنهان است در روحم در قلبم…! نیستی ...

آرزو نوری

نشانه

پلیسها شهر را زیر و رو کردند دنبال ردپا یا نشانه ای از تو . یک نفر قلب مرا دزدیده بود امتیاز این کاربر 404 ...

ناصر یوسف نژاد

حس مشترک

هرجا که خراب می شود آنجایم تا بخشی ازین خرابی آباد کنم حتی شده یک نفس، دمی، یک ذره قلبی که شکسته را کمی شاد ...

علی رضا مفتخرزاده

به دنبال رهایی …

قفلی را بر قلبم بستند فاجعه ای به وسعت یک دلتنگی در من کلید خورد و من به دنبال گشودن قفل دلتنگی هایم به دنبال ...

عنایت اله کرمی

چه می خواهی

توقصرقلب مرا چون خرابه کردی رفت ازین خرابۀ بی سقف و در چه می خواهی تمام بال و پرم را شقاوت آتش زد ازین پرندۀ ...

بهنام پورانی

من و تو

شبهایی که میخوابی با خواب تو میمیرم چادر به سرت ننداز من ماه نمیبینم دستم دو بغل خواهش از حافظ شیرازیست فالی ز میان انداز ...

سلدا

در زمستانت …

بس که قلبم از رسیدن خوانده است جای چشمم روی ساعت مانده است همچو برفی بارش چشمان من رد پاهای تو را پوشانده است در ...

سلدا

و تو بزرگی …

مساحت قلب من کم است برای دوست داشتن‌‌‌ِ چون تویی… و تو بزرگی بیشتر از وسعت هر دوست داشته شدن… امتیاز این کاربر 1791 و ...

سعید خرسند کاظمی

قلب

تو که خوبه حالت… بهت فک نمیکنم.. تو خونه حبس رویا.. تنها و خسته تو خیابونا دستام تو جیبو بده حالم یه جا تکیه دادم ...

سلدا

تازیانه

تازیـانه می زند نبـض نفس هـای تو آرامـِ مرا… روح از تنم روانه میکند این همه عاشقــانه ها… من به تکرار تماشــای رخ ات دل ...

موسی عباسی مقدم

یک چایی تازه درون غزل بریز

قلبم گرفته سر صبحانه ای عزیز یک چایی تازه درون غزل بریز بادست ناز عقربه هارا جلو ببر بنشین به پهلوی دلم روبروی میز یک ...

Top