آرشیو برچسب : قلب

علی محمد برادران

آخرین بیت غزل

می شود گاهی به قاب چشم تو زندان شوم زان به بعدش شاهباز قصه رندان شوم می شوددرآسمان قلب من نوری دهی زخمه ای بر ...

سعید خرسند کاظمی

رقص در ماه

قدم قدم ته جاده بیاابونه نم نم بارون زیر چشماته خط قرمز زیر دنیای ابیته یه گوشه تنها و خسته با یه صدای خسته من ...

تردید

رسوایی

سپردم دست تو دل را به رسم عشق و شیدایی که قابل تر نمی دانم برای تحفه اهدایی بدون قلب ما را هم توان زندگی ...

محمد فلاح

از من فرار کن

من یک سرود زشتم از من فرار کن بیگانه با بهشتم از من فرار کن در روزمرگی خود تکرار می شوم تسلیم سر نوشتم از ...

ناصر یوسف نژاد

دلم تنگه

هر شب دلم برای کسی تنگ می شود شعری شبیه بخشی از آهنگ می شود با واژه های حسرت و بغض و گرفتگی این بخش ...

الهه معین زاده

قلبِ یخی

بهار یا زمستان فرقی ندارد وقتی قلب هایمان یخ زده است امتیاز این کاربر 100 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

پا در هوای عشق تو پر میکشم هوا

پا در هوای عشق تو پر میکشم هوا با قلب بی قرار برای تو بی ریا من در فضای عشق تو پروا نکرده ام خوش ...

بهنام پورانی

قلب شکسته

با این سوزن بدوز قلبو شاید این تیکه ها جمع شه توی مترو تورو دیدم نمیخوام راه ما کم شه زیره بارون زیره یک چتر ...

بهنام پورانی

شبهای طوفانی

توو این شبهای طوفانی چقدر آروم و خانومی چقدر تو عاشقم کردی چه بی اندازه محبوبی توو این شبهای طوفانی هنوزم یاد من هستی ؟ ...

بهنام پورانی

هواخواه توام …

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی منم مست توام عشقم تو که اصلا نمیدانی چقدر بی تو هوا سرده چقدر دنیام تاریکه سراغ مرد ...

بهنام پورانی

مهرنوش ( شنونده ی محبت )

شروع کردم دوباره باز نشستم یه شعر گفتم برای قلب خستم شاید شعرهام همه بی قافیستو نمیخواستم ولی اینجوری شد خُب تو قلب خسته ی ...

احمدرضا خان محمدی (الف-راهی)

پیوند

هرصبح خانه ام با پنجره ای کوچک به بزرگی بهار آغازی دوباره می شود. باگلدانی دردست وپیشانی منتظربربوسه. دوستم دارد کنارم می ایستد می نشیند ...

سعید خرسند کاظمی

شرمنده عشق

خدایا چه کردم؟ چه با مهربانم کردم؟ هیچ وقت مرا نبخـــــــــــش …حتی اگر او مرا ببخشد… قلبم مثل یک تکه یخ است نه … مثل ...

یعقوب فغفوری

بخت نگون بخت

بختم به سراغ تو واقبال توگردد.. بدبخت نگون بخت به دنبال توگردد. ایکاش که در فال من این بود.. قلبم به کجا رفت فقط فال ...

آرزو نوری

این چنین

دست کم نگیر قلبم را آتشی که زمستانهای زیادی همراهت بود دست کم نگیر دستم را پارویی که در تلاطم دریا به سمت ساحل ات ...

یعقوب فغفوری

LDYR

(L)لای ومیان هرنفس نام توذکر میکنم (D)دور شوم زهر هوس تابه توفکر میکنم (Y)یاد جز تو قلب من شسته وپاک کرده ای (R)روح وروان من ...

محمد فرخ طلب فومنی

حضرت سلطان

بوی گل آید و دلتنگ خراسان نشوی؟ می شود بغض فرو داری و باران نشوی؟ او طبیبی ست که نزدش بروی، می خواهی تا ابد ...

الهه معین زاده

دور از تو

دور از تو و رویای تو دنیای من افسرد آن شب که گفتی می روم قلبم چو گل پژمرد با رفتنت ای نازنین دردی به ...

سعید خرسند کاظمی

قلبت

این شعرها بروند به جهنّم من فقط دیوانه ی آن لحظه ام… که قلبت… زیر سرم دست و پا بزند…. امتیاز این کاربر 519 و ...

منصور دادمند

سرد و غمگین مشو از دل من

ای گل خوشبوی پریچهر من سردو غمگین مشو از دل من ناله نزن بر دل من ای گل من به خانه تنهایی پا نزن ای ...

فائزه

حتی اگر جانم دهی جانت به دریا افکنم

حتی اگر جانم دهی جانت به دریا افکنم قلبی پر از احساس تو ،آن را به صحرا افکنم سویت نخواهم آمدن ،هرگز دگر نامم مبر ...

آنیا

انتظار

انتظار! چـشم را به سخره میگیرد قلب را بر مغز پیروز میگرداند شیره جان را میمکد باز تو نمی آیی لعنت بر این چشمان منتظر،احساس ...

حامد احمدی

آزار

روزی که نوید عشق دادی خاطرم آید… دیدگانم پر ز شادی شد دهانم پر ز های و هوی مگر عاشق چه می خواهد ز معشوقه ...

محدثه عاشور پور

قلبم به راه است…

دیر کرده ای اما، من با چشمانی سفید ، چشم به راهم هر روز اشک می بارم پنجره ها فکر می کنند هوا بارانیست و ...

فرنگیس رزمی نژاد

نامهربون شدی

چرا اینهمه نا مهربون شدی بگو عشق من چرا خار و زبون شدی از من مهر بریدی و مهرم رفت زدلت چون یکی بهتر دیدی ...

میترا خان آبادی

پرنده ی قلب من

وقتی تو ، آن سوی دیوار ِ طلسم زده ی سیـٌال کلمات پنهان می شوی و سهم مرا از خورشید وجودت به شمعدانی ها می ...

فرنگیس رزمی نژاد

قلبم را

قلبم را هرس کردم تا زعشق تو جوانه بزند شاید این جمعه بیایی *** عشق تو بهاریست که در قلبم شکوفه می زند *** دل ...

فرنگیس رزمی نژاد

چون مارسیه به قلب من می تازی

چون مارسیه به قلبِ من می تازی در بازی روزگارِ دردِ من می بازی دیشب که غمت به این دلم مهمان شد افسانه خاطراتِ بختِ ...

فرنگیس رزمی نژاد

چه آسان

چه آسان دست کشیدی از قلبم همان قلبی که روزی قاب همه دنیا را می شکاندی برای ربودنِ قابش قرار بود خورشید باشی که بتابی ...

میترا خان آبادی

قلب ستمگر

چه ستمگر است این قلب من هابیل ِجانم را هر شام وا می دارد دردهای مزمنش را بچیند کنار هم وسپیده دم ،به نقدِ اشک ...

Top