آرشیو برچسب : مرگ

الهام گنج خانلو

دارم خو میکنم با این ،شب وروزاهای تکراری

دارم خو میکنم با این ، شب وروزاهای تکراری دیگه گریم نمی گیره ، توخواب و تویه بیداری اما زخمم هنوز تازس ، نداره مرحمی ...

میرعبدالله بدر

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من

ای شوخ فدای سر تو جان و تن من از عشق تو گرم است تمام بدن من قربان نگاه تو کنم هردو جهانم با تیر ...

علی محمد برادران

ماه صفر تمام و به فکر سفر شویم

ماه صفر تمام و به فکر سفر شویم از هرچه غیر اوست به واقع حذر شویم عمر است بی دریغ شتابش به سوی مرگ درفکر ...

بتول قلمی

مرگ من هر دم کند فریادها

مرگ من هر دم کند فریادها. خانه من می شود پر از صدا. شاید ازافسانه ها راحت شوم . شاید از دردانه ها راحت شوم. ...

آرزو نوری

بوسه

دست ودلم به کاری نمی‌رود! از لبان تردت بوسه‌ای می‌خواهم مرگ! امتیاز این کاربر 404 و از اعضای دارای امتیاز کمتر از حد نصاب لازم ...

سعید خرسند کاظمی

سلام ..

تو باز میروی و من زیر سایه مرگ تو را به خاک میسپارم قصه و شعر نیست درد و دله به سردی سنگ قبرت به ...

احمد علی ایرانپور

تا مرگ

یک بار یک جدایی یک بار یک نگفتن یک درد در دو سینه یک آه تا شکفتن از روزگار نیرنگ دستی به سینه زد چنگ ...

ناصر یوسف نژاد

نگفته ام بنویسی و پاره پاره کنی

نگفته ام بنویسی و پاره پاره کنی در امتداد خودم سمت من اشاره کنی کجای دفتر شعرم سه نقطه بگذارم؟ که قطعه های مرا بی ...

احمد علی ایرانپور

شیطان لخت

از گوشه های پرچین کم کم سرک برآورد شیطان لخت پاییز برگ از درخت ستاند و از این سرا جوانی باقی نمانده اینجا جز برگ ...

احمد علی ایرانپور

از یاد برده

بردم از یاد چگونه شور و این حال تو را؟ وه که چون میگذرد میشمرم سال تو را پرچم و بیرق و نخل و چه ...

ناصر یوسف نژاد

محبوس

محبوس واژه های غم انگیز بوده ام شعرم شبیه مرثیه و زنجه موره است از سوزشی عجیب تعجب نمی کنی حس کرده ای فضای دلم ...

تردید

جان به لب آمد از غم دوری مرگ و فنا شد حاصل من

جان به لب آمد از غم دوری مرگ و فنا شد حاصل من ثمن غرامت کی بستاند دل ز نگار قاتل من آتش حسرت سرزند ...

احمد علی ایرانپور

وهم روشنی

رویای روز خوش وهمی ز روشنی زنگار این دلم کو اشک شستنی ای دار روزگار این زخم کهنه شد مرحم بنه به من زین زخم ...

سجاد صادقی

مرگ افکار

به مرگ افکــار توی سرم فکر می کنم به گونه های خیس و ترم فکر می کنم تمـــام شبــــم را به زور مـــی خوابــــم به ...

نادر ابراهیمیان

بیکرانه های آبی

مرگ قوها در بیکرانه های آبی زیباترین روح زندگی ست در فرم مرگ امتیاز این کاربر 4043 و از اعضای برتر می باشد با 779 ...

احمد علی ایرانپور

روزان سیاه

باد و طوفان بکند ریشه ی هم خار و گیاه ننگ و نکبت بدمد در دل روزان سیاه تیرگی بر دل و آیینه ی هر ...

سعید محلوجیان

دو ناگهان

آن روز ها یک آسمان بود و یک پرنده / یک صدا و آواز پرنده از دورها هم به گوش می رسید … شبی در ...

سجاد صادقی

وصیت نامه

دیشب از وحشت بیداری خودم را به خواب زدم قبل مردنم یک بار به تنم گلاب زدم صبح که پاشدم دیدم مرده ام بدون هیچ ...

نادر ابراهیمیان

خسرو آواز

ای ترانه پرداز ای عشق جاودان ما خسرو آواز خزان است زندگی ما خزان مرگ آفرین شکسته است بال های پرستوها با حنجره ی اهورایی ...

الهه معین زاده

راهبانِ خیابانی

خیابان ها پُر از راهبانی ست که صدای افکار مسلولشان تاریکی ها را می شکند و در دل پیاده روها می کشِند سایه های لرزان ...

سعید خرسند کاظمی

بخاک میسپارمت

تو باز میروى و من به سردى نگاه مرگ کنار هر چه شعر نیست به باد میدهم تو را ! هنوز روى بامها خداى باد ...

الهه معین زاده

گوش کن

برای آرامشم تورا فریاد می زنم گوش کن اکنون در من حیات جاری ست. آن چه مرا به تو نزدیک می سازد بارها تنهایی ام ...

نادر ابراهیمیان

نومیدی

نومیدی یعنی مرگ اما گاهی باید نومید شد نومید از ناامیدی امتیاز این کاربر 4043 و از اعضای برتر می باشد با 779 دیدگاه ebrahimi ...

ویدا جلیلی

مرگ آبی

دریا این روزها میزبان هر رنگی به جز آبی ست و نهنگ ها در سوگ آبی سر به سنگ های ساحل می کوبند و در ...

منصور دادمند

به دنبال مرگ

باز مرگ به دوان آمد به راز و نیازی به لرز بر تنم شد و رفت باز بر دل بی تاب من آتشی آمد و ...

منصور دادمند

مرگ بهار

باز خزان آمد نغمه بلبل به فغان آمد باز فراق به جان آمد باز گرگ به گله شبان آمد باز شیون و زاری عاشقان به ...

سایر شاعران و نویسندگان

مرگ باغ

به حال لاله و نسرین به مرگ سوسن و سنبل به مرگ آشیان بی ثبات سهره و بلبل نمی گریم. به مرگ سرو پا در ...

آنیا

همدرد

همدردی که یک نخ سیگار کنت با من کرد، خدا نکرد. فراموشی که ترامادول به من داد، آغوش مادرم نداد. سرخوشی که یک لیوان تک…یلا ...

سعید محلوجیان

قطار

شب از دریچه ی تنگ ایستگاه وارد وسعت هفت سالگی شدم و چند گامی زدم روی ریل های کودکی؛ خیره بر خاطرات دو خط بی ...

سعید محلوجیان

پاسخ

من به راستی کی ام؟ که هیچ گاه شیرینی خودم زیر زبانم نبوده است …؟ که از بود و نبود من که از هست و ...

Top