آرشیو برچسب : پاییز

سجاد سبحانی

یادگاری

تو و بارون ، منو پاییز واسه ی هم یه مهمونیم میتونیم تا با هم هستیم دل و دلدار و هم جونیم اگه تنهایی با ...

نادر ابراهیمیان

اینجا پاییزاست

اینجا پاییزاست و صدایی که می شنوید صدای جمهوری خودمختار باد است من گم کرده ام استوای خورشید را من گیر افتاده ام در فصلی ...

الهام گنج خانلو

عکسی که سلفی گرفتیم

عکسی که سلفی گرفتیم جلو چشمامه همیشه موهامو کردی پریشون گفتی بی تو نه نمیشه سرته به رویه شونم چه غریبه این نگاهت یادمه گفتی ...

سعید خرسند کاظمی

شدم عین طهرون آلوده

شدم عین طهرون آلوده… دو رو برم، بنبسته تهش آزادی… چند تا پیاده رو با تو فاصله است… زیر کدامین ایستگاه مترویی… نفس کم آوردم، ...

علی محمد برادران

آبستن صدها غزل هستم

آبستن صدها غزل هستم ازیک زنی دریک شب پاییز اورفت ومن هم مانده ام تنها چونان مترسک توی یک جالیز امتیاز این کاربر 8094 و ...

الهام گنج خانلو

پر از فریاد خاموشه

پر از فریاد خاموشه میون بغض این برگا دارن آروم میمیرن به زیر سردی پاها کسی انگار یادش نیست همین برگ پر از پائیز یه ...

اسماعیل سعیدی منش

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم

انگار سرشار از غروب سرد پاییزم انگار از عشق تو از احساس لبریزم وقتی نگاهت دست دریا را نمی گیرد هر شب به چشمانت سکوتی ...

احمد علی ایرانپور

اندر سقوط هر برگ

اندر سقوط هر برگ پاییز جلوه گر بود از فرط نفرت و ترس هر سبز خون جگر بود اشک از سما در آمد عصیان باد ...

احمد علی ایرانپور

افسانه پاییز

بر لب پریشان غصه ای در دل سراب و سایه ای از اضطراب و بادها پاییز بودش قصه ای رنگی ز سبزی رخ نبود آری ...

عنایت اله کرمی

من و یاد تو

پائیز بود و باد بود و معرکۀ آسمان بود بی خوابی و نقش صورت تو تا اذان بود یک کلبه بود و آتشی و قهوه ...

سلدا

شب میلاد من است

شب میلاد من است و من امشب تنها شبی از اذر سرد شب پاییزی زرد دو قدم تا یلدا… شب میلاد من است و من ...

احمد علی ایرانپور

سایه ذهن

چه کس در قلب من حاله شده باز؟ چه کس در ذهن من سایه شده باز؟ چه کس مرحم نهد بر زخم کهنه؟ چه کس ...

بیژن خسروی

پاییز

سگ زوزه های باد مرا داد میزند پاییز، بامداد مرا داد میزند عطر حیاط مدرسه و قیل وقال درس بوی گچ ومداد مرا داد میزند ...

سلدا

پاییــز

بی تو هوای سر من پاییــز است جام تنهایی قلبــم لبریز است چه کنم بی تو اگر شعــر نگویم از مژگان تو غــزل سر ریز ...

سعید محلوجیان

نسیمِ مهر

خوابیده ام در کنار پنجره های باز عصر با یک قاصدک که از نفس های من می رمد. طراوتی در هواست و پاییز هر از ...

احمد علی ایرانپور

شیطان لخت

از گوشه های پرچین کم کم سرک برآورد شیطان لخت پاییز برگ از درخت ستاند و از این سرا جوانی باقی نمانده اینجا جز برگ ...

علی محمد برادران

مرداب

مثل مرداب شدم خسته و پیر جان من بانَفَسم شد درگیر مثل یک تشنه بدنبال سراب نقشه های دل من نقش برآب مثل طوفان زده ...

شهرام آرمان فرد

دراین شبهای پاییزی تمام پیکرم درد است

دراین شبهای پاییزی تمام پیکرم درد است نگاهی میکند مرگ و عرقهای تنم سرد است به دورم هر چه میگردم دریغ از قوم و فرزندی ...

بهنام پورانی

برگ ریزون

تو از چشمای من خوندی که دیوونت شده این مرد توی برگ ریزونِ پاییز هواخواهت شده این مرد تو که دستات تو دستام بود همه ...

الهه معین زاده

پاییزِ خشکیده

مثل پاییزی که خُشکیده میان شهرها مُرده ای بی سرزمینم در میان قبرها باد با غم ها موافق می وزد در سوی من کِشتی بی ...

فرنگیس رزمی نژاد

عذاب آور است

۱ عذاب آور است غم های دلم بجای اینکه حل بشوند ته نشین شده اند … ۲ آزار دهنده ترین سکوتم دلت بی صدا شکسته ...

سعید خرسند کاظمی

خدانگهدار

پشت تنهاایی چشمانم ابریست بارانی که با تلنگری میلرزد من از تو ندیدم نشنیدم جز شکستی قلبی را که می لرزید با صدایت پشت پنجره ...

روكسانا مدبر

پاییز

سردی نمناکی فرصت غمناکی روزنی هم قسم تنهائی وزشی رویائی در غروبی عریان نم نمی از باران قطعه شعری بی جان در گریز از عصیان ...

روكسانا مدبر

بهترین لحظه ی یک شاعر خیس

پاییز برگ ریز از سمت جالیز سر بدر آورد و ما “همچنان خیس ز شوق باران” ابری از آنسوی رعد از خدا گیرد نشان که ...

سعید خرسند کاظمی

ساحل

باد می وزد و چه رقص عاشقانه ای در همهمه صدای دریا و گیتار باز پاییز و دلتنگی دریا و صدای مرغابی ها میزند دست ...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

ببار ای ابر پاییزه

ببار ای ابر همواره کویرم خشک و صد پاره ببار ای ابر پائیزه دلم از غصه لبریزه ببار ای ابر بارانی بر این ایام پایانی ...

آنیا

روزهایی که شب شد

چقدر دلتنگ روزهای با تو بودنم. ما، همان روز تمام شدیم ما تنها شدیم. سیاه و سفید، خاکستری شدند. همه رنگها در سبقت از ما ...

فرنگیس رزمی نژاد

دلتنگی

نمی دانم دلتنگی از کدامین ابر بر ایوان دلم می بارد؟!!! من در جنگل غم اسیرم… چه وحشیانه مرا به دار مجازات آویخت چه غریبانه… ...

موسی عباسی مقدم

به نسیم بهار مشکوکم

فصل پاییز من تو توفان کن به نسیم بهار مشکوکم بشکن این پایه های تختت را من به بوسو کنار مشکوکم توگمان کرده ای که ...

آنیا

وقتی تو رفتی از خونه

وقتی تو رفتی از خونه؛آسمون آفتابی نشد پائیز امسال که نگو!زمستون سیاهی شد وقتی تو رفتی از خونه،شمعدونی های لب حوض یکی یکی بسته شدند ...

Top