آرشیو برچسب : پرستار

بتول قلمی

پرستار

پرستار  شب  همه  خواب و  تو  بیدار همه  غم  می خورند اما تو  غمخوار تنت  خسته  و دستا نت به   بیمار چه  روزی را  زدند  ...

میثم سمیع زاده

از زبان یک دوست…

از این همه سد این همه دیوار خسته ام از ضربه های دکمۀ تکرار خسته ام سقف فرو شکستۀ شب خسته ام نکرد از زخم ...

Top