آرشیو برچسب : پروانه

عنایت اله کرمی

صومعۀ چشمش

آنروزکه چشمانم ، بر ماهِ رُخَش وا شد تا عمق دل و جانم ، مشحون ز غوغا شد وقتی که شدم ساکن ، در صومعۀ ...

حسین میر قاسمی

گرفتم همسری ناب …

گرفتم همسری ناب از ولایت مدیر و مهربان و با قناعت شریک سرد و گرم و تلخ و شیرین به دورم گشته هم بالا و ...

محبوبه رمضانی

حسم بهم میگه که برگشته

حسم بهم میگه که برگشته دستش پر از گلهای بابونه اس میدونه حکم رفتنش مثل اعدام ی جانی یه دیوونه اس حسم بهم میگه که ...

میترا خان آبادی

از چه رو …

من از تبار ناخوش احوالان بازمانده ی سلسله ی تقدیرزدگان در این خلوتستان عطشناک پیر از چه رو کشت بهاره می جویم ؟! می دانی ...

حسین حاجی آقا

همچنان که در اسارت قلب تو اسیرم

همچنان که در اسارت قلب تو اسیرم به قلب های شکسته ایی می نگرم که در زندان قلب تومی پوسند وآفتابی نیست دراین سر زمین ...

حسین میر قاسمی

زن بلا باشد ز هر کاشانه ای

زن بلا باشد ز هر کاشانه ای بی بلا هرگز مبادا خانه ای شمع تنهاخوش نمیسوزد دمی بی حضور گل ویا پروانه ای امتیاز این ...

عنایت اله کرمی

مشق عشق

سفر کردم به جایی درجوانی برای درک عشق و مهربانی به جایی که گل و پروانه باشد شراب و سنبل و پیمانه باشد به آنجایی ...

میثم سمیع زاده

ای کاش دیشب پیش من بودی

ای کاش دیشب پیش من بودی بعد از غروب ابر آواره بعد از هجوم بغض تنهایی قبل از سقوط اشک بیچاره تنها ولی از خاطرت ...

محبوبه رمضانی

هم پا

پروانه صفت در ره عشقت منه نوپا شُو با غزلت بامن بیچاره تو هم پا سازدل من کوک شود باتو به هرجا اینگونه  بَََرَد مرا ...

عنایت اله کرمی

مناجات

خدایا من تورا هرآنه دیدم سحرها وشب وروزانه دیدم میان باغ وبستان ومزارع سرکوه وکمر، درخانه دیدم کنار کودکان کاروزحمت پناه قوم بی کاشانه دیدم ...

موسی عباسی مقدم

ملخ اینگونه پر پر میکند گلهای سرخم را

پگاه صبخ بیداری به وقت نازو نوش من صدای موشک خمپاره هم آمد به گوش من ملخ اینگونه پر پر می کند گلهای سرخم را ...

سیامک حیدری اقدم

اجاق

یاد آن ایام شیرین همچو یک افسانه بود یار زیبا در کنار و دست او پیمانه بود با صدا لبخند میزد چون چراغ خانه بود ...

حمیدرضا کریمی

نوبت پرواز

تا نوبت به پرواز رسید شمع بی محابا شعله سر کشید سوزاند از شوق پروانه را شمع روشن بود از پر ، پروانه ها امتیاز ...

الهه معین زاده

دلِ سنگ

آه از چشمان بی مِهری که عشقم را ندید از دل ِ سنگ و گنه کاری که جانم را خرید بارها گفتم نرو ،چون التماسم ...

حمیدرضا کریمی

مرا پروانه کرد

خط به خط مرا خواند ، تکرار کرد مرا در نفس هایش ازاد کرد مرا در قطرات اشکش غسل داد مرا از سطرهای دفترش ازاد ...

تردید

عطر افسون

عطر افسون از لب و آن چانه می آید برون روح عاشق از بدن جانانه می آید برون تا نظر افتد بر آن لعل و ...

حمیدرضا کریمی

پروانه دیوانه فرزانه

کرم پیله را به شوق شعله شمع ساخت ابتدا سوختن را فهمید سپس ساختن ابریشم اموخت کرمها خاکی پروانه را باور نداشتند ادم های خاکی ...

حمید حمیدی زاده

رقص پروانه

دل به بغض شبانه می خندد بر دروغ و فسانه می خندد *نیم من گریه می کند ، آری نیم من بی بهانه می خندد* ...

آنیا

کجایی تو

کجایی تو؟ خیابان خلوت است. آسمان آرام است. پروانه ها قبراق… کجایی تو! خیابان منتظر است. آسمان ابری است. پروانه ها سرگردان… امتیاز این کاربر ...

سعید محلوجیان

پروانه

آری هنوز هر از چند گاه پروانه مست وار از پیش دیدنم عبور می کند و ماهتاب دست نوازش بر سر درخت می کشد و ...

سعید محلوجیان

بی سر و صدا

نگاهم بسته بود فکر می کردم چقدر تنهایم و خانه چه خلوت است! مادر که رفت تازه فهمیدم پروانه ها چه بی صدا دور و ...

بهنام پورانی

دیدن

دیدن پروانه زیباست هنگامی که بیرون قفس همچون آبی جاریست مانند من مانند تو مانند عکس ماه در آبیست شنیدن کلمه حق اگر تو گویی ...

محدثه عاشور پور

قلبم به راه است…

دیر کرده ای اما، من با چشمانی سفید ، چشم به راهم هر روز اشک می بارم پنجره ها فکر می کنند هوا بارانیست و ...

Top